{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آندم که مجنون از عطش با دست گریبان پاره کرد

آندم که مجنون از عطش با دست گریبان پاره کرد
وقتی خدا چشم تو را درمان این بیچاره کرد
آندم که یوسف عشق را همگون با اعجاز کرد
وقتی جنونِ طعم تو را ، با اشکهایم ساز کرد
من مبتلا گشتم ولی , نه عشق بود و نه دلی
هر عاقلی دیوانه شد , دیوانه شد هر عاقلی
یک لحظه بود عاشق شدن، یک آن تا پرواز بود
آن دم که رعد چشم تو , دل را ز دستانم ربود
وقتی که عاشق گشتم و شیطان بحال سجده بود
عالم به سجده رفته و آدم زمینی گشته بود
من بودم وچشمان تو,یک عطش ازجنس خدا
آمد بجانم تشنگی دریا نمود چشم ترا
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

نگاه شب سکوت خلوت کوچه نجوای موزون آتش در رنگدانه های بی نظی...

ببار بارانکه از یاران بجز درد و بلا چیزی نمی باردببار بارانک...

وادی شعر دیار فرزانگی استرسالتش رسالت عاشقی استشعر مرا دوبار...

پابه پایت هم قدمهمنفس یا هم قسمهر کجا هستی بگودر نگاه تو ، ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 100✦...................

ات بلافاصله به سمت کمد کوچک کناره تخت رفت وقتی خم شد و ملافه...

✍🏻می‌گویند شبیه‌ترین بودی به پیامبر،اما من می‌گویم شبیه‌ترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط