{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگرگناه وزن داشت

اگرگناه وزن داشت
هيچ كس راتوان آن نبودكه قدمي بردارد،
توازكوله بارسنگين خويش ناله مي كردي ومن شايد...كمرشكسته ترين بودم
(دكترشريعتي)
دیدگاه ها (۲)

......

زندگی ست دیگر...همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ،همه سازهایش ...

چه رنجی است لذت ها راتنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنه...

. . " فروغ فرخزاد "هنوز به دیدار خدا می روند ... خدا همین جا...

پارت سوم آن شب طوفان وحشتناکی بیرون در می‌گرفت. روی تخت نشست...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۲: ورود ناخواندهسکوت میان من و تهیونگ سن...

🖤 پارت ۱۷ | «پاکت سیاه»نیمه‌شب بود.عمارت کاملاً ساکت بود.لان...

فاصله یک لبخند تا جنون

🍷 شراب قرمزپارت ۲۸ — تلهماشین با سرعت در جاده‌ی تاریک حرکت م...

سایه ای در راهروهای نقره ای

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۲

سایه ای در راهرو های نقره ای

when silence became a scram p31

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط