رختخواب مرا مستانه بنداز طبیب دردم
رختخواب مرا مستانه بنداز طبیب دردم
تو پیچپیچ ره میخانه بنداز طبیب دردم
نازنینم مهجبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم
عزیزُم باغ بودُم تو نبودی جای تو خالی
به دل مشتاق بودُم جای تو خالی
خدا به دردُم
دلربایم مهلقایم
عزیز جون تو کجایی من کجایم؟
تا بودُم سوزن دست تو بودُم خدا میدونه
میون پنجه و شست تو بودُم خدا میدونه
اجل اومد که از من جون بگیره، عزیز ندادُم
ندادُم جان که پابند تو بودُم طبیب دردم
نازنینم مهجبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم
تو پیچپیچ ره میخانه بنداز طبیب دردم
نازنینم مهجبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم
عزیزُم باغ بودُم تو نبودی جای تو خالی
به دل مشتاق بودُم جای تو خالی
خدا به دردُم
دلربایم مهلقایم
عزیز جون تو کجایی من کجایم؟
تا بودُم سوزن دست تو بودُم خدا میدونه
میون پنجه و شست تو بودُم خدا میدونه
اجل اومد که از من جون بگیره، عزیز ندادُم
ندادُم جان که پابند تو بودُم طبیب دردم
نازنینم مهجبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم
- ۵۸۷
- ۰۳ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط