{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رختخواب مرا مستانه بنداز طبیب دردم

رختخواب مرا مستانه بنداز طبیب دردم
تو پیچ‌پیچ ره میخانه بنداز طبیب دردم
نازنینم مه‌جبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم
عزیزُم باغ بودُم تو نبودی جای تو خالی
به دل مشتاق بودُم جای تو خالی
خدا به دردُم
دلربایم مه‌لقایم
عزیز جون تو کجایی من کجایم؟
تا بودُم سوزن دست تو بودُم خدا می‌دونه
میون پنجه و شست تو بودُم خدا می‌دونه
اجل اومد که از من جون بگیره، عزیز ندادُم
ندادُم جان که پابند تو بودُم طبیب دردم
نازنینم مه‌جبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم
دیدگاه ها (۱)

به چه می خندیبه چه می خندی تو؟به مفهوم غم انگیز جدایی؟به چه ...

هامی دنیا بیر یانامنیم ایرانیم بیر یاناایرانا باش آذربایجانم...

گوزلریمین قاراسیبسدی هجران یاراسیدردین اولدوردی منیبسدی هجرا...

ای منیم ایستملی نازلی نگاریم نجه سن گوزمون نوری اورک صبروقرا...

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

پارت ۳۰ (فعلا با همین پیش بریم ببینیم اون دوتای دیگه رو چیکا...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

رختخواب مرا مستانه بندازطبیب دردمتو پیچ پیچ ره میخانه بندازط...

رختخواب مرا مستانه بندازطبیب دردمتو پیچ پیچ ره میخانه بندازط...

رختخواب مرا مستانه بندازطبیب دردمتو پیچ پیچ ره میخانه بندازط...

رختخواب مرا مستانه بندازتوپیچ پیچ ره میخانه بندازعزیزم سوزنه...

زهرهرختخواب مرا مستانه بندازتوپيچ پيچ ره ميخانه بندازعزيزم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط