My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:³²
هیونا: میخوری؟
نامجون: آره
هیونا از کیوت بودن نامجون خندید و بازم کیمباپ داد به نامجون
چند دقیقه بعد رسیدن اعضا همه پیاده شدن خونه جدید خیلی بزرگ بود به خونه دو طبقه بزرگ با حیاط خوشگل و استخر اتاق های بزرگی داشت یکی از اتاق ها که طبقه پایین بود مال هیونا شد
هیونا: اینجا اتاق منههه
اعضا خندیدن و تأیید کردن
همه اتاق هامون رو انتخاب کردن
جیهوپ: برای شام چی بخوریم؟
قرار بود نوبتی باهم غذا درست کنن
جین: منو نامجون و شوگا درست میکنیم
نامجون: من؟
جین: آره باید یاد بگیری دیگه
شوگا: باشه من آمادم
نامجون شوگا و جین شروع کردن به آماده کردن غذا هیونا هم توی اتاق وسایل خودش رو جمع و جور میکرد که جونگکوک اومد اتاق
جونگکوک: چه کار میکنی
هیونا: همین طور که میبینی یکم مرتب کاری میکنم
جونگکوک روی تخت نشست و به هیونا نگاه کرد هیونا چند تا کتاب برداشت و سمت کتاب خونه رفت و شروع به مرتب کردن کرد
هیونا: جز جیمین می دیگه رژیمه؟
جونگکوک: فقط جیمین از اول کمپانی جیمین رو نمیخواست چون اضافه وزن داشت و حالا وزنش یکم بالا پایین میشه کمپانی سخت میگیره
هیونا ساک رو کنار گذاشت
هیونا: تا اینجایید مراقب هم باشید منم حواسم به همه هست
جونگکوک: ممنون
هیونا به دوربین گوشه اتاق نگاه کرد و لبخند زد و دست تکون داد
هیونا: سلاااااااااام
جونگکوک هم کنار هیونا وایساد و با لبخند دست تکون داد
هیونا اطراف خونه میگشت و به هر دوربین دست تکون میداد .
فردا صبح هیونا زود تر از همه بیدار شد و رفت توی آشپزخونه مو هاش رو گوجه ای بسته بود و مشغول آماده کردن صبحانه شد همین طور میچرخید و پنکیک درست میکرد که جونگکوک اومد
جونگکوک: صبح بخیر
هیونا: صبح بخیر
جونگکوک سر میز نشست
هیونا: زود بیدار شدی
جونگکوک: آره کابوس دیدم
هیونا یه ظرف پنکیک و شیر موز رو روی میز گذاشت
هیونا: قول میدم خوشمزه باشه آنقدر که کابوست فراموش بشه
جونگکوک خندید و شروع کرد به خوردن
(╯︵╰,)
به زور دارم پارت میزارم اینترنت گیر نمیاد حمایت کنین✨🫂😉🥹
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:³²
هیونا: میخوری؟
نامجون: آره
هیونا از کیوت بودن نامجون خندید و بازم کیمباپ داد به نامجون
چند دقیقه بعد رسیدن اعضا همه پیاده شدن خونه جدید خیلی بزرگ بود به خونه دو طبقه بزرگ با حیاط خوشگل و استخر اتاق های بزرگی داشت یکی از اتاق ها که طبقه پایین بود مال هیونا شد
هیونا: اینجا اتاق منههه
اعضا خندیدن و تأیید کردن
همه اتاق هامون رو انتخاب کردن
جیهوپ: برای شام چی بخوریم؟
قرار بود نوبتی باهم غذا درست کنن
جین: منو نامجون و شوگا درست میکنیم
نامجون: من؟
جین: آره باید یاد بگیری دیگه
شوگا: باشه من آمادم
نامجون شوگا و جین شروع کردن به آماده کردن غذا هیونا هم توی اتاق وسایل خودش رو جمع و جور میکرد که جونگکوک اومد اتاق
جونگکوک: چه کار میکنی
هیونا: همین طور که میبینی یکم مرتب کاری میکنم
جونگکوک روی تخت نشست و به هیونا نگاه کرد هیونا چند تا کتاب برداشت و سمت کتاب خونه رفت و شروع به مرتب کردن کرد
هیونا: جز جیمین می دیگه رژیمه؟
جونگکوک: فقط جیمین از اول کمپانی جیمین رو نمیخواست چون اضافه وزن داشت و حالا وزنش یکم بالا پایین میشه کمپانی سخت میگیره
هیونا ساک رو کنار گذاشت
هیونا: تا اینجایید مراقب هم باشید منم حواسم به همه هست
جونگکوک: ممنون
هیونا به دوربین گوشه اتاق نگاه کرد و لبخند زد و دست تکون داد
هیونا: سلاااااااااام
جونگکوک هم کنار هیونا وایساد و با لبخند دست تکون داد
هیونا اطراف خونه میگشت و به هر دوربین دست تکون میداد .
فردا صبح هیونا زود تر از همه بیدار شد و رفت توی آشپزخونه مو هاش رو گوجه ای بسته بود و مشغول آماده کردن صبحانه شد همین طور میچرخید و پنکیک درست میکرد که جونگکوک اومد
جونگکوک: صبح بخیر
هیونا: صبح بخیر
جونگکوک سر میز نشست
هیونا: زود بیدار شدی
جونگکوک: آره کابوس دیدم
هیونا یه ظرف پنکیک و شیر موز رو روی میز گذاشت
هیونا: قول میدم خوشمزه باشه آنقدر که کابوست فراموش بشه
جونگکوک خندید و شروع کرد به خوردن
(╯︵╰,)
به زور دارم پارت میزارم اینترنت گیر نمیاد حمایت کنین✨🫂😉🥹
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۴.۲k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط