{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My lovely idol

⁦✿My lovely idol⁦✿
✯part:³⁰
جونگکوک: قبول کرد
هیونا: چیو؟
هیونا خودش رو زد به اون راه جونگکوک خندید و دست هیونا رو گرفت
رسیدن به یه رستوران کوچک و خوشگل
هیونا همین طور با لذت گودئونگو جوریم میخورد و جونگکوک فقط نگاهش میکرد
(خوشگلا گودئونگو جوریم به غذا کره ای هست که با ماهی خال‌خالی سرخ شده درست شده سرچ کنید هست😉👌🏻)
هیونا یه تیکه از گوشت خوشمزه ماهی رو سمت دهن جونگکوک گرفت
هیونا: همش منو نگاه نکن بخور
جونگکوک لبخند زد و تیکه ماهی رو خورد
جونگکوک: جدی جدی خیلی خوشمزست
هیونا: چی فکر کردی؟ من عاشق غذام پس میتونم زود غذا های خوشمزه رو پیدا کنم
جونگکوک خندید و شروع به خوردن کرد داشتن بر میگشتن که هیونا اخم کرده بود
جونگکوک: چی شده؟ چی میخوای ؟
هیونا: این همه راه اومدیم ولی خیلی کار دارم باید برم به کار ها بریم وقت نمیشه بریم دریا
جونگکوک مسیر رو سمت دریا برد
هیونا: کجا میری؟
جونگکوک: دریا
هیونا: دیر میشه ولش کن
جونگکوک: مگه دلت نمی‌خواد بری دریا
هیونا: آره ولی عیبی ندارن دفعه بعد
جونگکوک: دفعه بعد آنقدر ذوق و شوق نداری
هیونا لبخند زد و به صندلی تکیه داد
هیونا: ممنونننننننننن
جونگکوک لبخند زد و به مسیر ادامه داد خیلی خوشحال بود که کل روز هیونا صحیح و سالم و خوشحال پیشش بود لب ساحل وایساده خورشید کم‌کم داشت غروب میکرد هیونا با لبخند از ماشین پیاده شد به اطراف نگاه میکرد
جونگکوک: چی شده؟
هیونا: مثل اینکه کسی اینجا نیست
هیونا برگشت و به جونگکوک نگاه کرد
هیونا: هوا عالیه نمی‌خوام مجبور بشی کلاه و ماکس بزنی
جونگکوک لبخند زد و هیونا سمت دریا دویید
هیونا لب دریا همین طور قدم می‌زد یهو نشست و شروع به جمع کردن صدف کرد بلند شد و سمت جونگکوک رفت
هیونا: دستت رو بده
جونگکوک دوتا دستش رو آورد و هیونا کلی صدف ریخت توی دست هاش
جونگکوک: این همه؟
هیونا: آره تازه کلی دیگه هم می‌خوام جمع کنم
جونگکوک: به چه کارت میاد؟
هیونا: باهاشون کلی چیز های خوشگل درست میکنم
هیونا باز هم صدف جمع کرد
هیونا: اگر پسر خوبی باشی برای تو هم درست میکنم
جونگکوک خندید
و کم‌کم راه افتادن و برگشتن خونه
هیونا: چون کلی رانندگی کردی یه شام مهمونت میکنم چی درست کنم؟
⁦⁦(⁠ノ⁠ ̄⁠皿⁠ ̄⁠)⁠ノ⁠ ⁠⌒⁠=⁠=⁠ ⁠┫⁩
خوشگلا من الان مسافرتم اینترنت درست حسابی ندارم ولی تا جایی که بتونم براتون کلی پارت می‌زارم🫂✨😇
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۱۲)

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³¹فردا صبح ماشین کمپانی اومد دنبالشو...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³²هیونا: میخوری؟نامجون: آرههیونا از ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁹هیونا: بوسان خیلی خوشگله جونگکوک: ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁸هیونا: میشه با اتوبوس بریم؟هیونا خ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁵جونگکوک سخت مشغول کار بود اخیرا اعض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط