{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودیم ننه داشت از قدی

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودیم ننه داشت از قدیما میگفت، همینطوری که تعریف میکرد یه دفه زل زد تو چشم یکی از نوه هاش و پرسید: عزیزم مگه عقد کردین؟؟ با تعجب جواب داد نه!! ننه روشو برگردوند و اخمی کرد و زیر لب گفت: یاد اون زمون بخیر تا کسی خونه شوهر نمیرفت نه ابرو بر میداشت نه سرخاب سفیداب میکرد!! سریع رفتم نشستم کنار همون کسی که ننه ازش سوال کرده بود،،توی گوشش گفتم: تا ننه نفهمیده پسری پاشوبروبیرون
دیدگاه ها (۶)

.

به سلامتی همه ی اونایی که تنهان ولی نمیزاره یکی دیگه تنها بم...

**خبر فوری **. دوستان این پست جهت اطلاع اتفاقی است که اخبا...

پسر : الو گلابی؟ دختر : سلام کثافت بعد هرد...

با بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودیم ننه داشت از قدی...

با بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودیم ننه داشت از قدی...

با بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودیم ننه داشت از قدی...

با بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودیم ننه داشت از قدی...

بخونین قشنگه: با بچه هایه فامیل دوره مامان بزرگم جمع شده بود...

با بچه هاي فاميل دور ننه بزرگم جمع شده بوديم ننه داشت از قدي...

با بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودیم ننه داشت از قدی...

بچه های فامیل دور ننه بزرگ جمع شده بودن ننه داشت از قدیما می...

با بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودیم ننه داشت از قدی...

با بچه های فامیل دور مادر بزرگم جمع شده بودیم مادر بزرگ داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط