ای ترک حق نعمت عاشق شناختی
ای ترک حق نعمت عاشق شناختی
<رفتی و ساختی ز جفا هر چه ساختی
کردار من به پای سپردی و کوفتی
<گرد هوای خویش گرفتی و تاختی
با تو به دل چنانکه توان ساخت ساختم
<بر من ز حیله هر چه توان باخت باختی
نتوانی ای نگارین گفتن مرا که تو
<از بندگان خویش مرا کم نواختی
گویا حدیث ما و تو گفت، ای بت، آنکه گفت:
<«ای حقشناس! رو که نکو حق شناختی»
<رفتی و ساختی ز جفا هر چه ساختی
کردار من به پای سپردی و کوفتی
<گرد هوای خویش گرفتی و تاختی
با تو به دل چنانکه توان ساخت ساختم
<بر من ز حیله هر چه توان باخت باختی
نتوانی ای نگارین گفتن مرا که تو
<از بندگان خویش مرا کم نواختی
گویا حدیث ما و تو گفت، ای بت، آنکه گفت:
<«ای حقشناس! رو که نکو حق شناختی»
- ۲.۴k
- ۰۵ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط