{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دست خسته معجر خود را کنار زد/حتی کلام و درد دلش با اشا

با دست خسته معجر خود را کنار زد/حتی کلام و درد دلش با اشاره بود
زخم نهان به روسری اش را عیان نمود/انگار جای خالی یک گوشواره بود
ناگاه لب گشود و تلاطم شروع شد/دریای حرف های دلش بی کناره بود
کوچکترین یتیم خرابه شهید شد/اما هنوز حرف دلش نیمه کاره بود
دیدگاه ها (۱)

ای آفتاب زهرا عَجّل علی ظهورکتنهای شهر و صحرا، عجّل علی ظهور...

‎  ســــــالار وقـت آمــــــدنت دیــر شـــد بیا    ‎ایــن دل...

《검은 마음》پارت ششم | بعد از کلاسامیلی همان‌جا ایستاد.صدای جمع ش...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 118✦...................

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²:《 همه بهش خیره شدن..رئیس پوزخندی زد و ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

«رایحه پنهان»تهیونگ آخر سر فقط سرش رو پایین انداخت.بدون اینک...

P56ماشین، پشت چراغ قرمز توقف کرد، تهیونگ نگاهی به جی‌یون اند...

با دست خسته معجر خود را کنار زد/حتی کلام و درد دلش با اشاره ...

شهادت حضرت رقیه سلام الله علیهابه همهءبزرگواران ودوستداران آ...

در مغربی که طبل اسارت دمیده شدکار حرم دگر به جسارت کشیده شد....

۴ پارتی یونگمین.Leashed Hearts[۱]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط