شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت وهر
شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت وهر
جا می رفت همراه خودش میبرد.
روزی حضرت عیسی اورا دید وبه وی فرمود:
آن زن کیست ؟؟
گفت :مادرم است
فرمود: اورا شوهر بده.
گفت پیر است وقادر به حرکت نیست.
پیره زن دستش را از زنبیل در آورد وبر سر پسرش زد
وگفت:
آخر نکبت!!
توبهتر میفهمی یا پیغمبر خدا!!!!
خخخخخخخخ
جا می رفت همراه خودش میبرد.
روزی حضرت عیسی اورا دید وبه وی فرمود:
آن زن کیست ؟؟
گفت :مادرم است
فرمود: اورا شوهر بده.
گفت پیر است وقادر به حرکت نیست.
پیره زن دستش را از زنبیل در آورد وبر سر پسرش زد
وگفت:
آخر نکبت!!
توبهتر میفهمی یا پیغمبر خدا!!!!
خخخخخخخخ
- ۴۰۸
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط