{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل صدایی که از نوار کاست ها ته ذهنمون مونده...

مثل صدایی که از نوار کاست ها ته ذهنمون مونده...
مثل مزه ی انگورهای خونه ی مادربزرگ...
مثل طعم اولین"اسمت چیه"تو کلاس اول ابتدایی...
مثل ترس اولین بار که تنهایی سوار اتوبوس شدیم...
مثل لذت اولین حقوقی که گرفتیم...
مثل پُز اولین گوشی موبایلمون...
مثل گریه های اولین شکست عشقی...
مثل تموم این مزه ها، صداها و خاطره ها، موندی ته ذهنم...
هستی،چشیدمت...
میشناسمت ولی خیلی دوری ، خیلی دور...💖
دیدگاه ها (۱)

|Swan on the Trigger|

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

مثل صدایی که از نوار کاست‌ها ته ذهنمون مونده...مثل مزه انگور...

مثل صدایی که از آن سوی تلفن ...ته ذهنمون مونده، ...مثل مزه ...

P̴̠̠͈͔͈̿́a̴̙͕͓̙̺͔̾̽̔̌̓̀r̵̡͓̦̺̳̳͈̈ͅṯ̴̺̗̳̥̤͖̑̇͊̀̒͘ͅ ̵̼̙̙͐̀̓͌͝...

p18---نگاه لارا مدام این‌ور و اون‌ور می‌رفت. پاهایش می‌لرزی...

همکاری با ویولت زیبام:]

رمان در حسرت اغوش تو20لبه ی تخت بابا نشستم و به صورتش نگاه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط