{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۴

تهیونگ
سرو کله زدن باهاش مشکل سازه
فقط باید سه سال تحمل کنم اونوقت دوباره میتونم برش گردونم...فقط واسه کارم لازمش دارم
.....
همین؟فقط واسه کار ولی خب انتظاری هم نیست بزرگترین مافیا کره بخواد دلسوز یک دختر بشه اصلا دلسوزی بلده؟
میا.
نمیتونم ترسم و مخفیش‌ کنم این سکوت بینمون ترسناکتره
نگاهش و روبه بیرون داد خانواده هایی رو میدید که همیشه ارزو میکرد جای اونا باشه نم نم بارون بین اسمون و زمین براش احساس ارامش میداد بیخیال اینکه چه کسی کنارش نشسته سرشو به شیشه تکیه داد و چشم هاشو بست
تهیونگ
نگاهم و از گوشی گرفتم تا نکته دیگه ای بهش بگم اما....اون خوابش برده بود واقعا باید وارد این بازی کثیفش کنم... ممکنه جونش به خطر بیافته اون بی گناه تر از این حرف هاست...
اه کیم تهیونگ ...از کی تا حالا دلسوز بقیه شدی
با ایستادن ماشین از افکارش دست کشید
راننده.رسیدیم اقا
تهیونگ.اه حالا چجوری بیدارش کنم هوفففف.... بغلش کردم و وارد عمارت شدم با پام درو باز کردم کسی نبود اون جیمین احمق کجاستتت پله هارو بالا رفتم و روی تختش گذاشتم....این اتاقیه که جیمین براش اماده کرده همه دخترا اینو دوست دارن

حمایت ؟
نظراتتون رو بهم بگید
راستی خوشحال میشم برای فیک جدید با کسی همکاری کنم
دیدگاه ها (۱)

۲۱۰نفرررر فیکمو دیدن ولی فقط یه نفر لایک کردنعالیههههههههههه...

پارت5فردا صبحمیااز خواب بیدار شدم من کجام دیشب خوابم برده؟.....

پارت۳یعنی همون مردیه که دیشب دیدمش....شین.میا بیا اینجا کاره...

پارت۲شین. تا این وقت شب چرا بیدار موندی دختره.....تهیونگ.من ...

چند پارتی. ازدواج اجباریـ²جیمین که رفت ناخودآگاه ...

ازدواج قرار دادی ۲۴

Another world

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط