{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه لحظه هایم در میان سکوت مرگ میمیرند ،

گرچه لحظه هایم در میان سکوت مرگ میمیرند ،

و دیگر بوی امیدی نمی دهند . . . .

و سوز عشق تورو دارند ،

اما چه کنم . . . .

می سوزم و می سازم . . . .

ثانیه هایم به تب و تاب افتادن . . . .

راه رفتن یادشان رفته . . . .

پس کی می آیی . . . .

هنوز منتظرت هستم . . . .

آفتاب عمرم غروب خود راپیدا خواهد کرد ،

اما تو هنوز نیا مدی . . . .

بگو . . . .

بگو کی . . . .

کی می آیی تا لحظه ای آمدنت را قاب طلا بگیرم ،

و بر سر در قلبم بکوبم . . . .

اما افسوس همش خاب و خیاله . . . .
دیدگاه ها (۵)

گرچه لحظه ایم در میان سکوت مرگ میمیرند ،و دیگر بوی امیدی نمی...

گرچه لحظه هایم در میان سکوت مرگ میمیرند ،و دیگر بوی امیدی نم...

گرچه لحظه هایم در میان سکوت مرگ میمیرند،و دیگر بوی امیدی نمی...

کجایی آشنای همیشه ؟!کجایی عزیزِ دورِ من ؟!با روزگار چه می کن...

کجایی آشنای همیشه ؟!کجایی عزیزِ دورِ من ؟!با روزگار چه می کن...

سلام بر خون خداسلام بر رحمه‌الله‌ الواسعهسلام بر نور چشم رسو...

بمیرم من فهمیدم نمی مانی دیدم می روی رفتی باز هم ایستاده ام ...

سلام بر خون خدا. سلام بر رحمه‌الله‌الواسعه. سلام بر نور چشم ...

شب است…و شبِ یک پاییز،آرام و کرخت،بی صدا، از فراز سرم می‌گذر...

============آمدم مجلس ترحیم خودم، همه را می دیدمهمه آنها که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط