{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لرزش دستانم ، زردی صورتم ، بیقراریم …

لرزش دستانم ، زردی صورتم ، بیقراریم …

حکایت از اعتیاد من است ، آری معتاد شده ام ، به “تنهاییم”!
دنیای من...♥♥▼▼▼▼
دیدگاه ها (۱)

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت پنجم: طوفانِ خشم و شبِ بی‌امان[دیدگا...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

دستانم را بگیر ... میخواهم برای لحظه ای آرامشت را قرض بگیرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط