{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گناه عشق

رمان گناه عشق

شیرآب را باز میکنم و بینیم را آب میکشم. حالم خیلی بدتر از چیزیه که فکرش را بکنید. بعد از چند دور آب کشی حوله را برمیرارم و صورتم را خوشک میکنم. تمام میکاپم خراب شده و من نمیدونم باید چطوری برم بیرون توی آینه دوباره و دوباره خودم را نگاه میکنم. من گرا حالم بد شده؟ برای کی؟ برای کسی که حتی من را دوستم نداره و فقط برای بازی میخواستم. به خودم پوژخندی میزنم. به حال روزه که برام درست کرده. چی شد که اینطوری شد؟ باصدای نیکا از افکارم بیرون میام.
نیکا: دیانا خوبی عزیزم؟
هل زده شیر آب را میبندم و پاسخ میدهم.
دیانا: آ.. آره خودم. نیکا شما برید من نمیام.
نیکا: چرا چید یهو.
دیانا: هیچ.. ی وقت یکم باید استراحت کنم. خوب میشم

سلامی بعد از مدت هاا🥺🤌
دیدگاه ها (۳)

سلامرمان جدید:گیلاسات مال منه..داستان یک خانم دزده ی خشگل و ...

رمان گیلاسات مال منه...پارت#۱دیانادیانا:مهشید عننن بدو دیگه ...

بچه ها من مب خوام از ویسگون برم. این رمان را براتون تمام میک...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۹۳دیانا: صاحب؟ کیو میگی؟ ارسلان: همین کس...

ܟܿߊ‌ࡅ߭ࡐ‌ܩܢ ܠࡅ࡙ܠــــࡐ‌ ࡎحܢ̣ࡅ߳ߺߺܙ ܩࡅ࡙ܭࡅ߭ــــہ^^پوستت جوش/لکه/م...

چپتر نهم دروغ شیرین چشمانش دوباره روی هم گذاشته میشوند و به ...

با بی حالی از خواب بیدار شدم روی یه تخت توی یه اتاق شدم وایب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط