{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دامن دریای بی ساحل

دامن دریای بی ساحل
بیکران و موج در موج است
موج، همچون بال مرغابی
گاه پایین، گاه در اوج است

دم به دم در پهنه ی دریا
موج، شکلی تازه می گیرد
یک نفر با خط کشی کوچک
موج را اندازه می گیرد

از پی هر موج، سرگردان
روز و شب بیهوده می تازد
تا بریزد موج دریا را
در قفس هایی که می سازد

در قفس، دریا نمی گنجد
زانکه کار موج پرواز است
ما همان دریای آزادیم
دشمن ما آن قفس ساز است
دیدگاه ها (۱)

بلای عشق تو بر من چنان اثر کردستکه پند عالم و عابد نمی‌کند ا...

ز عقل اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرسایدگرت آسودگی باید برو ع...

گذر از کوچه بن بست دلت کردم و دلدار شدممن در آن بیخبری ماندم...

می‌تراود مهتابمی‌درخشد شب تابمانده پای آبله از راه درازبر دم...

درخت اگر منم امّید ِ صد جوانه توییبهار ِ سبز ِ دل انگیز را ،...

‍ آی آدمهاآی آدمها، که در ساحل نشسته شاد و خندانید،یک نفر در...

گاهی دل ما سنگین تر از یک آهسبک تر از رقصیدن قاصدکی‌ست در با...

ی آدم‌هانیما یوشیج ‏آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید...

#آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!یک‌نفردر آب دارد م...

آی آدم ها آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر د...

آی آدمها... آی آدمها،که در ساحل نشسته شاد و خندانید،.. یک ن...

مرتضی زندپور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط