{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمان برای لحظه ای قرمز شد تا تو توقف کنی

آسمان برای لحظه ای قرمز شد تا تو توقف کنی
تمام خیابان را بغض بند آورده بود
و دستان منجمدم همچنان تو را فریاد میزدند،
آنرا شال گردنی سفید تو میشنید
حتی کفشهایت برای ماندن زمین را چنگ میزدند،
اما تو بی تفاوت به تمام این حقایق
رفتی
دیدگاه ها (۱)

مثـلِ خارانـدنِ یـک زخـمپـس از خـوب شـدنیادِ یـک عـشـق عـذاب...

آنقدر دلم گرفته که گرفتگی هوای تهران در مقابلش هیچ است...دل ...

خستگـ؎ را زندگـ؎ کردہ اممیخواهم کمــ؎ هم زندگــ؎ راخستـہ کنم

معنی دلتنگی رانمیدانم.. مگرهمان نیست کسی آرزوهایش رازیربغل ب...

( last minute )

ابلیس

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

سناریو: ماه سرخ

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁰﴿ویو ات﴾صدای بلندگو که قطع شد، تمام را...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط