تا حالا شده شبا با بغض بخوابی و ...... صبح ها با گریه بید
تا حالا شده شبا با بغض بخوابی و ...... صبح ها با گریه بیدار بشی؟؟؟ شده حس کنی بدجور دلتنگی؟؟؟ شده بخوای سر روی شونه ی کسی بزاری و.... های های گریه کنی؟؟؟ شده توی آینه به خودت نگاه کنی و خودتو نشناسی؟؟؟ با خودت بگی این منم؟؟؟ که داغون شدم؟؟؟ که شکسته ام؟؟؟ که حتی دیگه خودم خودمو نمیشناسم؟؟؟ شده شب تا صبح دلشوره بگیری؟؟؟ واسه کسی که خیلی دوسش داری؟؟؟ با خودت بگی یعنی خوابه؟؟؟ بیداره؟؟؟ خوبه؟؟؟ چیکار میکنه؟؟؟ و آخر سر بعد از کلی فکر کردنو دلشوره گرفتن واسش... اشکات آروم آروم شروع به سر سره بازی بکنن.... و تو همون لحظه .... لحظه ی دلتنگی .... لحظه ی تنهاییت.... توی دلت بگی ..... بهترینم.... هر کجا هستی باش.... آسمانت آبی ... دلت از غصه ی دنیا خالی......
- ۵.۸k
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط