{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی رفت، یکی موند

یکی رفت، یکی موند
یکی پنهون شد آسون
یکی بست کوله بارش
یکی فدا شد آسون
یکی رفتر، یکی موند
یکی پنهون شد آسون
یکی بست کوله بارش
یکی فدا شد آسون
یکی موند و یکی موند
یکیبست کوله بارش
یکی رفت و رها کرد
همه دار و ندارش
شب تا دندون مسلح
دنیا بود پشت و پناهش
ایرونی بود دست خالی
غیرتش تنها سلاحش
صف کشیدن روبروی
تیر و ترکش های دشمن
نذاشتن که بگیره
یک وجب از خاک میهن
توی خط مقدّم
جوون و پیر فرطوت
نذاشتن که عَلَم شه
دوباره اسم طاغوت
تو رگبار گلوله
سپر شد سینه هاشون
چه مادرا نشستند
به داغ بچّه هاشون
تصور کن تو خاکریزی و شب فتح المُبینه
آدم اینجا میتونه خدا رو هم ببینه
جانمازای پر از خون
پیرهنای پاره پاره
یکی غلطیده تو خون و
دست نداره پا نداره
جانمازای پر از خون
پیرهنای پاره پاره
یکی غلطیده تو خون و
دست نداره پا نداره
یه جلد قرآن جیبی
یه انگشتر بی انگشت
الهی که بمیره
اونکه برادرم کشت
یه جلد قرآن جیبی
یه انگشتر بی انگشت
الهی که بمیره
اونکه برادرم کشت
اونکه برادرم کشت
─═हई╬ ترانه سرا: مریم اسدی ╬ईह═─
دیدگاه ها (۱)

گرد و غباری که دلم گرفتهحوصله زیر و زبر ندارهساقه ی خشکیده ب...

رو تو کم کن بی حیا دیگه سراغ من نیاانگشت نمای شهر شدی بی آبر...

گله ی کرکس ها بازم رسیدن ***** انگار جنازه های تازه دیدنبه...

چرا برگشتی بازپیشم اخه دوبارهچرا برگشتی باز پیشم اخه دوبارهت...

Sherlock*شرلوکpart 10(2)🌀✒️گلوله‌ی بعدی صاف خورد به پهلوی جا...

شرلوک*Sherlock part 11 (2) 🌀✒️سایه‌ی آژیرها هنوز روی دیوار ا...

P11 ادامهپنج سال قد کشیدن اون دختر رو دیده بود.خندیدن‌هاشو.غ...

___The sweetest oblivion___

#مهراب‌فرزاد‌شجاعی‌پاشا‌اول‌منآقای مهرابخانم ریحانهبعد شیش س...

عشق ناخواسته Part 58

آی دونه دونه دونهنون و پنیر و پونهقصه بگم براتون ؟قصه ی عاشق...

(Part21)15 سال دروغ {فکر کردم میتوانم او را در دستانم بگیرم ...

سید ادامه داد:«ای مردم این تمثالو که میبینین جنگ صفّین شاه م...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط