{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک : ددی مافیایی من

فیک : ددی مافیایی من

پارت : ۴۲



جیا : الان حتما سرش با جی وو خانم گیره 😈



ته : اوووو گود گرلم تبدیل به بدگرل شده 😈



جیا : ایشششش من از همون اولم بد گرل بودم



ته : خب باشه حالا بریم داخل



جیا ویو :


دسته تهیونگ رو گرفتم و باهم وارد بار شدیم و همه تا تهیونگ رو دیدن بلند شدن به جز دو نفر
یزره که دقت کردم دیدم که اونا هیونجین و فیلیکس
وقتی که فهمیدم هیونجین و فیلیکس بغض کردم
بالاخره هرچی باشه هیونجین برادرمه و فیلیکس....
من عاشقه فیلیکس... بودم حتا همین الانم عاشقشم
ولی کمتر از تهیونگ...
البته فکر کنم که فیلیکس عاشقمه...
همینطور داشتم با بغض به هیونجین و فیلیکس نگاه میکردم که تهیونگ بهم گفت



تهیونگ : جیا.....



تهیونگ : جیا



جیا : هـ هوم؟



تهیونگ : چیزی شده؟



جیا : نـ نه



تهیونگ : خب بریم بشینیم؟



جیا : اره بریم



( با تهیونگ رفتیم و سره میزه مورد نظر نشستیم
دیدگاه ها (۰)

فیک : ددی مافیایی من پارت : ۴۴جیا ویو : که بعد از نیم ساع...

فیک : ددی مافیایی من پارت : ۴۵جیا ویو : رومو طرفه نایون و...

فیک : ددی مافیایی منپارت : ۴۱جیا ویو : تهیونگ گوشواره هار...

فیک : ددی مافیایی من پارت : 40جیا ویو : که دستشو که پشته...

من میخوامت دختر عمو پارت ۶ویو فردا صبح جیا:هی ابدول آبادی بی...

#قمار_سرنوشت پارت¹⁴ویو لونا داشتم با گوشیم ور میرفتم که یکی ...

part 21مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط