{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشین

روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشین
لزرش دستان و شرم و یک حیای دلنشین

روزگاری چون کبوتر پر زنان در جستجو
بهر دیدار نگاری در هوا ی دلنشین

زورق احساس بود و موج دریای خیال
شب نخوابیدن به شوق روزهای دلنشین

رامش آواز بود و دردلهای غریب
در سکوت خامه ی دل نامه های دلنشین

جامه های پر زعطر و گونه های سرخ فام
یک گل و چند ی کتاب و هدیه های دلنشین

مرکبی همچون نسیم و کوچه ای همچون بهار
دست در دست نگا ر و جاده های دلنشین

ای دریغ امروز رنگی نیست از آن روزگار
نیست دیگر پاکبازی ، با وفای دلنشین

چهره ها در هم شد ست و باده های زر شکست
با کسی دیگر نمانده هم صدای دلنشین ...
دیدگاه ها (۶)

ای روزگار!!!سکوت اگر کردم...نه اینکه حرفی نیست!!زبان نگاهم ر...

ﭼﻪ ﻗﺸﻨﮕﻪ : ﺷﺐ ﻋﺮﻭﺳﯽ :ﻋﺸﻘﺖ :ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﯾﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﻪ .ﻫﻤﻮﻧﯽ ...

ای روزگار!!!سکوت اگر کردم...نه اینکه حرفی نیست!!زبان نگاهم ر...

حرف دلــــــــــه خودمه پس گــــــــــوش کــــــــــن!!!⇩⇩↯⇩...

روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشینلزرش دستان و شرم و یک حیای دل...

روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشینلزرش دستان و شرم و یک حیای دل...

روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشینلزرش دستان و شرم و یک حیای دل...

روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشینلزرش دستان و شرم و یک حیای دل...

. روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشینلزرش دستان و شرم و یک حیای ...

‌ روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشینلزرش دستان و شرم و یک حیای ...

روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشینلرزش دستان و شرم و یک حیای دل...

روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشینلزرش دستان و شرم و یک حیای دل...

*روزگاری عشق بود و ترس های دلنشین لرزش دستان و شرم و یک حیای...

در هوس لقای تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط