مداد رنگیها همه مشغول کار بودند به جز مداد سفید ،هیچکس به
مداد رنگیها همه مشغول کار بودند به جز مداد سفید ،هیچکس به او کار نمیداد همه میگفتند:تو به درد هیچ کاری نمیخوری.یک شب که مداد رنگیها همه در تاریکی شب گم شده بودند ،مداد سفید تا صبح ماه کشید،مهتاب کشید و انقدر ستاره کشید که کوچک و کوچکتر شد صبح توی جعبه مداد رنگیها جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد.........
به یاد هم باشیم.......شاید فردا ما هم نباشیم
به یاد هم باشیم.......شاید فردا ما هم نباشیم
- ۹۲۵
- ۳۰ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط