{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند شب پیش سالگرد ازدواج مامان و بابام بود اومدم تیریپ نم

چند شب پیش سالگرد ازدواج مامان و بابام بود اومدم تیریپ نمک بردارم، به بابام گفتم: بابا اگه زمان برگرده به عقب، باز با مامان ازدواج می‌کنی؟
.


.
.
گفت: آره، ولی تو رو به دنیا نمیاوردیم!😕 😐
😂 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۳)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 178♡⁠。⁠)⁩بغضم ص...

BTS Reaction اداستان:تو عضو هشتم BTS هستی و بعد از یه دعوای ...

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

Heir of Light and Darknesspart : 8بعد از خوردن صبحانه جونگ‌ک...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

P²⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ !࿙# ℘ᾰԻт→❷بارون شدیدتر شد.باید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط