{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پشت پنجره ایمانم

از پشت پنجره ایمانم
خدا را می بینم
چه باشکوه خدایی است ...
در خنده هایش، داشته هایم را می بینم
آغوشش را باز می کند
نداشته هایم را دور می ریزم
به سمتش می دوم
دستانش را میگیرم و
چند قدمی کنارش قدم می زنم ...

به خودم
به خدا
به زندگی
لبخند می زنم ...
منم ،
انسان
زیباترین شعر خدا ...

روزتون سرشار از نگاه خدا
@Khoda_Doset_Daram ◀ ◀️
دیدگاه ها (۱)

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

پارت سوم | هم‌گروهی اجباریزنگ آخر...صدای معلم ادبیات داخل کل...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

فصل اول_آغاز سرنوشت

تکپارتی | جونگکوک

✨🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۸«قرار نبود این‌قدر نزدیک بشی…» 🌙صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط