خیلی وقته یه قاصدکم

خیلی وقته یه قاصدکم!
رهاااا تویِ باد!
ولی منتظرم
که این باد لعنتی،
آخرش خسته شه و منو یجا بزاره زمین!
میشه بیام کنار گلدونای تُو
یا پشت پنجره ات؟!
بیام تو اتاقت،
بغل قاب عکست،
رو کمد لباسات...
یا نه ...!
اصلا زندونیم کنی توو یکی از تُنگایِ خالی مربات؟!
میشه اگه اومدم،
اگه اومدم پیشت...
تو دیگه فوتم نکنی!
تو دیگه بیشتر از این منو سرگردون و آواره نکنی!
باور کن حتی الان راضی ام لای صفحه ی یکی از کتابات،
منو واسه همیشه پیش خودت نگه داری!
اون وسط اگه لِهَم بشم،
اصلا مهم نیست!
میشه حواسِ بادو با موهات پرت کنی!
میشه منو از این بلاتکلیفی نجات بدی ...
میشه ؟!
دیدگاه ها (۲۰)

کنار درِ خانه ایستاده ام.با حواسی که نمی دانم کجاست.با زنگی ...

دیشب وقتی داشتم کتاب میخوندم صدا شو شنیدمتا دم دمای صبح که م...

مرا کم دوست داشته باشاما همیشه دوست داشته باش !این وزن آواز ...

چقدر دلم میخواهد دراین هوای سرد که تنها نشستم واز شدت سرما م...

P24🍯-معلومه که نه لارا جان& آخه امشب{حرفشو جیمین قطع کرد}-دخ...

P25🍯-معلومه که نه لارا جان& آخه امشب{حرفشو جیمین قطع کرد}-دخ...

وقتی تحریک شون میکنی بعد میگی حال ندارمنامجون: ا/تتتتتتتتت ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط