{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر : سلام گلم چطوری

پسر : سلام گلم چطوری

دختر : سلام عزیزم خیلی بد (با صدای پر از بغض و ناراحت )

پسر : چی شده

دختر : باید جدا بشیم

پسر : چرااااا ؟

دختر : به خونواده ای منو پسندیدن برای پسرشون خونواده من راضین ( شروع کرد به گریه کردن )

الانم باید ازت تشکر کنم بخاطر همه چیز و باید برم خونه چون مادر پسره اومده میخواد منو ببینه

پسر : اشکات رو پاک کن تا بهتر جلو چشم بیای

چون مادرم نمیخواد عروسشو غمگین ببینه
به سلامتیه تمام پسرای بامعرفت که با احساس دختری.بازی نمیکنن
دیدگاه ها (۸)

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

P6 .PRISON MAFIA.

دختر کوچولوم part 28 ویو راوی . ات و دخترا رفتن خونه و رسیدن...

part: 3از زبان دازایرسیدیم به اتاق یوسانو یوسانو : همون دختر...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕‌ 𝟕منم ن...

پارت ۱ نگاهی به حلقه ی روی میز انداختم پنج ماه شده بود ! پنج...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2«ویو ا.ت»یه مردی پشت میز نشسته بود و سرش پایین بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط