{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرزها تنها مے توانند

مرزها تنها مے توانند
لب ها را از هم دور نگه دارند
نسیمےکه موهایت را
بر پیشانیت مےریزد
باد پریشانےست که
از انگشتان من گذشته است
شک نکن کنارتم!!!!!
دیدگاه ها (۱)

☘از خدا پرسیدم:خدایا چطور میتوان بهتر زندگی کرد؟خدا جواب داد...

عطر نارنجاز لب‌هایت آغاز شدو #صبحبا #لبخندتاز خواب خویش گریخ...

حرف از بنفشه بودکه بر پاشنه ی #آفتاب می چرخید و ذائقه ی پروا...

و این بخشی از چهره‌ی بی‌رحمانه‌ی دنیا بود که دخترک را این‌گو...

این ۵ کار را نکن:۱. هیچ‌وقت دربارهٔ رویاها و آرزوهایت با کسی...

اگه دنبال کننده هامون به بالای ۲۸ نفر برسه این رمان جذاب رو ...

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

رمان جدید. سرش جر خوردمجونگ‌کوک، ۲۳ ساله: دانشجوی دانشگاه، آ...

○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط