می گفتː
می گفتː
حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم،
خوش باشم،
خوشکل کنم
مث دخترا برم بیرون
بهم نگاه کنن،
دلم نمی خواد مثل پدربزرگ ها
یه شلوار کردی و پیرهن ساده بپوشم
خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ،
به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.
نماز می خونم و …
حالا کووو تا اون موقع!
خیییلی وقت دارم …
بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده،
بعد از تصادف حتی فرصت استغفارهم پیدا نکرد.
« حجاب فریضه ای است که ترک آن فرصت قضا ندارد. »
حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم،
خوش باشم،
خوشکل کنم
مث دخترا برم بیرون
بهم نگاه کنن،
دلم نمی خواد مثل پدربزرگ ها
یه شلوار کردی و پیرهن ساده بپوشم
خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ،
به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.
نماز می خونم و …
حالا کووو تا اون موقع!
خیییلی وقت دارم …
بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده،
بعد از تصادف حتی فرصت استغفارهم پیدا نکرد.
« حجاب فریضه ای است که ترک آن فرصت قضا ندارد. »
- ۱۳۱
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط