{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می گفتː

می گفتː
حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم،
خوش باشم،
خوشکل کنم
مث دخترا برم بیرون
بهم نگاه کنن،
دلم نمی خواد مثل پدربزرگ ها
یه شلوار کردی و پیرهن ساده بپوشم
خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ،
به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.
نماز می خونم و …
حالا کووو تا اون موقع!
خیییلی وقت دارم …
بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده،
بعد از تصادف حتی فرصت استغفارهم پیدا نکرد.
« حجاب فریضه ای است که ترک آن فرصت قضا ندارد. »
دیدگاه ها (۳)

در روزگاری که : زن را بـ‌ه “تن” می شناسند غیرت را “بددلی” می...

خــانـــــوم خوشگله شــماره بـدم؟؟؟ خــانـوم خــوشـگِله برسو...

یک نگاه به نامحرم می تواند سالها عبادتت را بسوزاند و یک نگاه...

دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین...

ادامه پارت ۵۳

سلام فرشته‌های منخوبین؟ خب...🫠فکر کنم همون چیزی شد که خودم گ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

اینجوری نگام نکن چیزی واسه کاور نداشتم من خیلییییییییییی تلا...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

‏🐥[۱۹:۳۲ ~ ۱۹:۵۱ به وقت آرژانتین]استیبه زودی برای کنسرت می‌ر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط