{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ششم💚✨

پارت ششم💚✨
ویو جونگکوک
داخل حیاط نشسته بودیم واقعا از حرف های پدرم اعصابم خورد شده بود آخه کی تو سن ۱۵ سالگی ازدواج می‌کنه
که ا/تمن من ازدواج کنه آخه ا/ت کم کسی نیست خیر سرش پرنس این مملکته
داشتم با خودم حرف میزدم که خانواده مین با خشم بسیار از عبارت عبور کردند و به سمت در خروجی رفتند شوکه شدم ولی بهتر اصلا از خانوادسون خوشم نمیاد
ویو تهیونگ
من ا/ت رو مال خودم میکنم پدرم بهم قول داد ما باید با هم ازدواج کنیم آره با هم فقط امیدوارم ا/ت هم موافق باشه یعنی میشه
×ا/ت بیا بریم داخل شما هم تشریف بیاورید (رو به تهیونگ)
-بله پرنس الان میایم نابی بیا بریم
ویو ا/ت
دستام از استرس یخ زده بود ولی جلوی خودم رو گرفتم باز هم جونگکوک فهمید
×ا/ت دستاتت چرا یخه ا/ت تو هر تصمیمی بگیری من پشتتم خوب ،اینو قول میدم
+اوهوم
رفتیم با چهار تا حلقه روی میز مواجه شدیم هنگ کردم مگه میشه آخه دو نفر قرار بود ازدواج کنند چرا چهار تا حلقه بود
قبل از اینکه جونگکوک دهن باز کنه
پ/ا:ا/ت و تهیونگ با هم ازدواج میکنند . جونگکوک و ......نابی هم با هم
چی یعنی فقط مراسم منو تهیونگ نبود جونگکوک و نابی چرا یعنی اونا همدیگه رو دوست دارند؟
من چرا نگران اونا هستم زندگی خودم رو حواست خدااااااااااااااااااااا
نگران نباش آروم باش



سعی کردم جونگکوک ها رو درست بنویسم
خوب شده؟
دیدگاه ها (۰)

پارت هفتم 💚✨پ/ت:خوب به نظرم بهشون چند دقیقه ای رو بهشون فرصت...

پارت هشتم💚✨-پرنسس ا/ت شاید تو دوستم داشته باشی اما من نه+چ.....

اینو بخونین بگید ادامه بدم یا نه؟پارت پنجم💚✨پ/ا:همه ما به جز...

پارت چهارم💚✨ویو ا/تاز اینکه پرنس کیم تهیونگ پیشم بود احساس خ...

پارت. 30

رمان پرده های خونی توضیحات :نقش ها:کوک، تهیونگ، ا. ت، رزا، ی...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط