سیاه و سفید pt
سیاه و سفید pt۲۲
÷ات چته چرا آنقدر با عجله اومدی
+چیزی نیست تو برو
÷باشه مراقب خودت باش
الان چند ماهی هست آت خونه ی خودشو خریده پس جینا رو گذاشت خونش و از اونجا هم رفت سمت خونه ی خودش.
کوک باورش نمیشد آت زندس و امشب دیدش اما یه چیزی باعث میشد عصبی بشه ،اون دکتر عوضی بهش گفت آت مرده پس زنگ زد به جیمین تا بره و اون دکتر رو تا وقتی برمیگرده بگیرتش.
بعد از حمله امشب رفت خونه تا یکم استراحت کنه یکی از بادیگارد ها اومد پیشش
*آقای جـٔون بلیط رو برای کی بگیرم
-فعلا نمیخواد کار دارم
*چشم
و از اتاق اومد بیرون.کوک داشت به اون لحظه که آت رو دیده بود فکر میکرد که گوشیش زنگ خورد
~کوک من این دکتر رو گرفتم چیکار کنم
_فعلا کاری نکن تا برگردم
~چیزی شده
-بعدا بهت میگم
~اوکی
قطع کرد و دوباره یکی دیگه زنگ زد
£اقای جـٔون من اون موتوری که گفته بودید رو تعقیب کردم.اول به سمت یه خونه ای رفتن و یکیشون پیاده شد بعدش هم به یه خونه ی دیگه رفت و راننده اون موتور تو اون یکی خونه پیاده شد
-خب اون آدرس راننده رو برام بفرست
£چشم
الان کوک خودش هم نمیدونست خوشحاله یا ترسیده. با این حال فردا باید مطمئن میشد پس خوابید تا هرچه زودتر صبح بشه
÷ات چته چرا آنقدر با عجله اومدی
+چیزی نیست تو برو
÷باشه مراقب خودت باش
الان چند ماهی هست آت خونه ی خودشو خریده پس جینا رو گذاشت خونش و از اونجا هم رفت سمت خونه ی خودش.
کوک باورش نمیشد آت زندس و امشب دیدش اما یه چیزی باعث میشد عصبی بشه ،اون دکتر عوضی بهش گفت آت مرده پس زنگ زد به جیمین تا بره و اون دکتر رو تا وقتی برمیگرده بگیرتش.
بعد از حمله امشب رفت خونه تا یکم استراحت کنه یکی از بادیگارد ها اومد پیشش
*آقای جـٔون بلیط رو برای کی بگیرم
-فعلا نمیخواد کار دارم
*چشم
و از اتاق اومد بیرون.کوک داشت به اون لحظه که آت رو دیده بود فکر میکرد که گوشیش زنگ خورد
~کوک من این دکتر رو گرفتم چیکار کنم
_فعلا کاری نکن تا برگردم
~چیزی شده
-بعدا بهت میگم
~اوکی
قطع کرد و دوباره یکی دیگه زنگ زد
£اقای جـٔون من اون موتوری که گفته بودید رو تعقیب کردم.اول به سمت یه خونه ای رفتن و یکیشون پیاده شد بعدش هم به یه خونه ی دیگه رفت و راننده اون موتور تو اون یکی خونه پیاده شد
-خب اون آدرس راننده رو برام بفرست
£چشم
الان کوک خودش هم نمیدونست خوشحاله یا ترسیده. با این حال فردا باید مطمئن میشد پس خوابید تا هرچه زودتر صبح بشه
- ۱۲.۹k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط