vimin

part8 🖤


ویو جیمینی:
نگا تروخدا تو چه مخمصه ای افتادم ولش از وقتی وارد ماشین شدم رایحه ی قویه شکلات نعنایی رو حس کردم مطمئنم مال تهیونگه

- تو ... تو آلفایی؟

+ آره
و با یه نگاه منتظر بهم زل زد
بهتره بهش نگم امگام
- منم الفام
آره اینجوری بهتره
+ خوبه ... چند سالته ؟

- ۲۸ سال

+ اوه دوسال ازم کوچیکتری

- یعنی تو ۳۰ سالته ؟

+ اینقدر نامفهمومه که سوال میپرسی ؟؟ فک کنم ریاصیت ضعیفه

- آره مث توعم

+ چییی ؟ من نه آقا من دوسال پشت سر هم جایزه المپیاد ریاضی رو بردم
و یه پوزخند زد
- آها خب به من چه ربطی داره

+ اصن ببینم چرا یهو پریدی تو ماشینم ؟

- چون چندنفر دنبالم بودن... اصن خودت اونجا چیکار میکردی
یکم چپ چپ به جیمین نگاه کرد این بشر مشکل فکری و ذهنی داشت
+ مث تمام آدمای دیگه پشت چراغ قرمز وایساده بودم که جنابعالی پریدین تو

- خب اینقدر این قضیه رو پتک نکن هی تو سرم بکوب

+ عااا خب مث توعم دیگه

- خفه شو بابااااا نگه دار پیاده میشم

+ چیشد جوش آوردی ظرفیت اینو نداری که حرفای خودتو بشنوی

- ت .... توو گفتم نگه دار عوضی

+ باشه باشه ... بفرما

قفل درو باز کرد و جیمین سه سوته از ماشین پیاده شد چندتا نفس عمیق کشید تا برگشت سوار بشه ماشین با بیشترین سرعت ازش دور شده بود

- چیییییییییی عوضیییی الدنگگگگگ..




continues✌️

حال میکنین؟!
دیدگاه ها (۰)

vimin

vimin

vimin

vimin

برادر بی رحم من💔🥀🖤💫part 11که یهو جونگی با اصلحه زد تو سر یور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط