{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبرا ...

دلبرا ...

چه روزها به شب آورده ام در این امید
که با وجود عزیزت شبی به روز آرم

چه جرم رفت که با ما سخن نمی گویی
چه کرده ام که به هجران تو سزاوارم

هنوز با همه بدعهدیت دعا گویم
هنوز با همه بی مهریت طلبکارم

من از حکایت عشق تو بس کنم هیهات
مگر اجل که ببندد زبان گفتارم

هنوز قصه هجران و داستان فراق
به سر نرفت و به پایان رسید طومارم

اگر تو عمر در این ماجرا کنی سعدی
حدیث عشق به پایان رسد نپندارم

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

‌چه روزها به شب آورده ام در این امیدکه با وجود عزیزت شبی به ...

چه روزها به شب آورده ام در این امیدکه با وجود عزیزت شبی به ر...

چه روزها به شب آورده ام در این امیدکه با وجود عزیزت شبی به ر...

شب دراز به امید صبح بیدارممگر که بوی تو آرد نسیم اسحارمعجب ک...

شب دراز به امید صبح بیدارممگر که بوی تو آرد نسیم اسحارمعجب ک...

شب دراز به امید صبح بیدارممگر که بوی تو آرد نسیم اسحارمعجب ک...

من از حکایت عشق توبس کنم!؟ هیهات..مگر اجل کهببندد زبان گفتار...

من از حکایت عشق تو بس کنم!؟هیهات...مگر اجل ببندد زبان گفتارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط