{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رَفتـ و تَنہا شُدمـ تـو شَبا بـا خودَمـ

رَفتـ و تَنہا شُدمـ تـو شَبا بـا خودَمـ
دلہره دارَمُ از خودمـ بیخـودَمـ
اونـ ڪہ دیر اومَد و تـو دِلمـ زود نِشَستم
رَفتُـ با رَفتَنشـ قَلبـِ مَنـ رو شِڪستـ
انگارے قِسمَتـ فاصلہ از هَمو
هَر جـا میرے بـرو وِلـ نَڪنـ دَستَمو
نَزار بـاور ڪنَمـ رَفتَنتـ
حَقَمہ
دیدگاه ها (۳)

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۱----------------------------------------⭐🌕...

The unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

My professorChapter:2Part:110چند ساعتی از شروع مهمونی گذشته ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۵

part : 6اما ناگهان در باز شددختری با لباس باز و آرایش غلیظ ب...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط