{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یارو وايستاده بود كنار پنجره داشت بيرون نگاه ميكرد،يهو ي

یارو وايستاده بود كنار پنجره داشت بيرون نگاه ميكرد،يهو ي پرنده ميخوره به شيشه!!! ميگه:استغفرلله خدا ام داره angry birdsبازي مي كنه
دیدگاه ها (۹)

می‌گفت:گاهی خدا پنجره‌ها رو می‌بنده و درارو قفل می‌کنه؛اما م...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شدPT:4میا از دیوار فاصله گرفتسایه هنو...

رو شیپشون کراش زدم-راستی اینا کاراکتر های سناریو ی جدیدم هست...

داستان

عنوان: عنوان دوست پسرت( ساتورو گوجو)سلام سلام خوشگلا ایندفعه...

The unwanted Roommate ___________________________ویو پارک یو...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط