{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگ یک خانواده که پیرزنی بود با درخواست کمک به سر صحنه "

بزرگ یک خانواده که پیرزنی بود با درخواست کمک به سر صحنه "داداش باجرنگی " در کشمیر پیش سلمان رفت .....این پیرزن به همراه دختر بیوه 40 ساله خود در مشکلات فراوانی هستند مخصوصا برای بزرگ کردن 4 نوه (یک پسر و سه دختر ) که به تازگی به خانواده آن ها بعد از فوت ناکهانی پدرشون اضافه شده و در این چند وقت اخیر با درخواست کمک از مردم در مناسبت ها این پیرزن توانسته نوه های خودش را زنده نگه داره به همین دلیل زمانی که خبر حضور سلمان در کشمیر توی شهر پیچید به پیشنهاد همسایه اش این زن به سر صحنه فیلم داداش باجرنگی رفت و از تیم امنیتی درخواست ملاقات سلمان را کرد و در مدت زمان کمی که گذشته بود سلمان حاضر شد و به ملاقات این پیرزن رفت و چندین ساعت را با او سپری کرد و به مشکلاتش گوش داد .... در عین ناباوری سلمان بزرگترین نوه این پیرزن را که پسری 18 سال بود سریعا صدا کرد و به او شغلی را در سر صحنه فیلمبرداری داد تا بتونه برای مادر و مادربزرگش و سه خواهرش پول کافی را به دست بیاره و همچنین سلمان گفت بعد از تمام شدن فیلمبرداری کشمیر این پسر باهاش به مومبئی میتونه بره و از این به بعد در کنار سلمان کار خواهد کرد و هیچوقت دیگه این خانواده نیازی به دست دراز کردن جلوی کسی و درخواست کمک نخواهند داشت ....پیرزن با لبخندی صحنه فیلمبرداری و سلمان را ترک کرد و از او به عنوان "نجات دهنده " و "مسیح " یاد کرد و همچنین نوه این پیرزن که جالا کنار سلمان کار خواهد کرد حاضر به مصاحبه نشد و فقط جلوی دوربین گفت : " خدا را اون بالا داریم و سلمان هم اینجا روی زمین "


فدای خوش قلبیت عزیززززم
دیدگاه ها (۴)

جنجال در شالکه: دعوا و درگیری پسرعموهای گولر

ترجمه لایو 🎀🌸🐰علمی تخیلی امروزه خیلی جذابه 🐰هواپیما بودم، به...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۵ | خانه‌ای که همه‌چیز را به یاد ...

🎭 آخرین نقشپارت دوازدهمدو هفته از آخرین صحبت جدی لیانا و تهی...

حقیقت پنهان پارت ۷ بورام : مامان بابا بورام سمت پدر و مادرش ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁷....

خونه‌ی سه شیطونپارت ۳ — مهمون ناخوندهجونگکوک در رو باز کرد.پ...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط