{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت : ۱۲

پارت : ۱۲

سومی ویو :

نمیدونم چرا داخله بغله جین ارامشه خاصی داشتم
دوست داشتم برایه همیشه داخله اون بغل باشم و ازش بیرون نیام
برایه همین به جین اجازه دادم که بغلم کنه
و چشمامو بستم و داخله خوابه عمیقی فرو رفتم

( پرشه زمانی به صبح)

جین ویو :

صبح از خواب بیدار شدم و با صورته کیوته سومی روبه رو شدم
خیلی کیوت بود
مثله این بچه خرگوشایه کیوت داخله بغلم مچاله شده بود 🥺
همینجور داشتم بهش نگاه میکردم که دیدم داره از خواب بیدار میشه و سریع به خودمو به خواب زدم

سومی ویو :

از خواب بیدار شدم و دیدم جین طوره کیوتی خوابیده بود نگاه میکردم

سومی : خیلی کیوته ( لبخند)

و انگشته شستمو نوازش وار رویه گونش کشیدم
که دیدم یکدفعه چشماشو باز کرد و از ترس یه جیغه بنفش کشیدم

سومی : جیغغغغغغغغغ

جین : چته؟ 🗿

سومی : تو این همه وقت بیدار بودی؟

جین : اره

سومی : وایییییی گند زدی دختر

جین : راستی چرا داشتی گون....

( جین داشت حرف میزد که حرفش با در زدن نصفه موند)

ندیمه : بانو میتوانم بیام داخل؟

سومی : اره بیا

سومی :

وقتی که اجازه ورود دادم دیدم که چندتا ندیمه با یه لباس که بهش میخورد ماله تاج گذاری باشه اومد داخل
واییییی خاکککک
امروز روزه تاج گذاری و مراسمه ازدواجه من و جینهــــ.......
دیدگاه ها (۲)

پارت : ۱۳ سومی ویو : و با به یاد اوردنه مراسمه ازدواج سریع...

پارت : ۱۳ سومی ویو : و با به یاد اوردنه مراسمه ازدواج سریع...

پارت : ۱۰ سومی ویو : اون هانبوکو پوشیدم و بعد رفتم که به ج...

فیک : دیدار دوباره پارت : ۹سومی ویو : داخله همون حالت ب...

موضوع اسلاید بعدی🖤*ا/ت_ جین🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤ویو جینوای نه نه نه ا...

پارت پنچم🔥عشق ابدی ما🔥شدو: 😳.... ام خواهش😊😅 ام سونیک از نظرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط