{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارات ششم

ادامه پارات ششم
(جا نشد این یه تیکه😁)

بلکه به خاطر این‌که برای اولین بار، کسی بود که می‌خواست از او بیشتر یاد بگیرد، بیشتر بفهمد، و شاید... کمی هم او را جدی بگیرد.

و بی‌خبر از همه‌چیز، همان لحظه تصمیم گرفت فردا حتماً سر ساعت چهار در همان کلاس باشد.

بچه ها خیلی حمایت ها کمه یه پارت گزاشتم
شرطا ۲۰ لایک
۶ بازنشر
۷کامنت
تا شرطا نرسه نمی زارم.
اگه شرطا تا دو روز دیگه نرسه ۳ روز نمی زارم فیک رو🫤😕


#بی_تی_اس#فیک#آرمی#رمان#_بی_تی_اس#فنفیک#فنفیکشن#رمان_عاشقانه
#کیپاپ#ویسگون#BTS
#BTS#Fanfiction#Jungkook
دیدگاه ها (۱۶)

《검은 마음》پارت هشتم | عمارتی که سکوت را دوست ۱داشتسه روز بعد......

《검은 마음》پارت هفتم | اولین جلسه‌ی خصوصیساعت دقیقاً چهار بود.ام...

《검은 마음》پارت ششم | بعد از کلاسامیلی همان‌جا ایستاد.صدای جمع ش...

شات کنیم ؟ متقابل تو کامنت یا پیوی بگه.شات به مدت ۲۴ ساعت می...

《검은 마음》ادامه پارت سومامیلی ناگهان یاد پیام ناشناس افتاد. یاد...

《검은 마음》ذهن سیاهژانر: مافیایی | کارآگاهی | روان‌شناختی | مع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط