ماهمن
ماهمن
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟕
¤خدافظ...
ویو ا.ت
چند روزی بود که از رفتن آلفرد میگذره دیگه سر و کله ی کایلی هم پیدا نشد ، درسته من یه باند مافیایی دارم ولی باند من برای پلیس کار میکنه و آدم کش هارو دستگیر میکنه همچنین باند تهیونگ من اگه چشمم به اون کایلی بخوره حتماً انتقام خون سیدنی رو میگیرم ازش
+بادیگارد
$بله رئیس؟
+خبری از کایلی نشد؟
$خیر ، آب شدن رفتن زیر زمین
¤ا.ت...
+(تعجب)
¤ا.ت...میدونم که الان اصلاً دلت نمیخواد منو ببینی ولی...
+دلم نمیخواد ترو ببینم؟اتفاقاً داشتم برای دیدنت له له میزدم!ولی چی؟خیلی وقته منتظر این روز هستم تا خونت رو بریزم!
×ا.ت آروم باش همه چی تقصیر من بود لطفاً با کایلی کاری نداشته باش
+به به ، جناب آلفرد ، شما دخالت نکن به موقع خون تو هم میریزم!
×ا.ت
+اسم منو نیار!
_سلام...اینجا چه خبره؟
+خودت داری میبینی
¤تهیونگ لطفاً به ا.ت بفهمون که ما دیگه اون آدم های قبل نیستیم
×کایلی!
_خیلیه خوب آروم باشید ، مثل این که تو این جمع همه چی به من بستگی داره؟
×ما فقط اومدیم صلح کنيم
+من صلح کردن شما رو نمیخوام هنوز یادم نرفته چه بلایی سر سیدنی بیچاره آوردید
¤ا.ت من اشتباه کردم معذرت میخوام
+مگه با معذرت خواهی تو سیدنی زنده میشه؟
¤ا.ت...میدونم که دفعه قبل از اعتماد شما سواستفاده کردم ولی...ولی این دفعه واقعاً نمیزارم همچین اتفاقی بیوفته
+توقع نداشته باش بهت اعتماد کنم ، توقع نداشته باش ببخشمت و دوباره بهت اعتماد کنم چون این غیر ممکنه ، غیر ممکن!
¤حق داری باهام برخورد بدی داشته باشی ولی اینو بدون که من دیگه اون آدم کینه ای گذشته نیستم!(رفت)
×ا.ت ببخشش اون بدجور ضربه روحی خورده بابت این مسئله خودش رو خیلی سرزنش کرده افسردگی گرفته
+برام مهم نیست داره تاوان کارش رو پس میده
×تو اون ا.تی که من قبلاً میشناختم نیستی ا.ت من ببخشش داشت مهربون بود
+بود ، ولی الان دنیا بهش یاد دادن دلسوزی و بخشش پر تکرار ترین اشتباهش بوده!(رفت)
_من برم دنبالش
×تهیونگ...یه لحضه وایسا
_اگه کاری داری بعداً پیام بده من برم دنبال این دختر
×باشه...برو خدافظ
_خدافظ ( رفت دنبال ا.ت )
+چیه کاری داری که دنبالم راه افتادی؟
_ا.ت وایسا
+بگو میشنوم
_تو تا الان بهم اعتماد کردی
+خوب؟که چی؟
_شده از اعتماد من پشیمون بشی؟
+تا الان نه ، ولی شاید این اتفاق بیوفته
_مطمئن باش این اتفاق نمیوفته
+نمیتونم مطمئن باشم
_ا.ت میشه حالا که تا اینجاش رو به من سپردی بقیه اش هم به من بسپری؟
+اونوقت رو چه حسابی؟
_خوب...من این وسط بد کسی رو نمیخوام ، نمیخوام تو این بازی کسی صدمه ببینه میخوام تهش اتفاق های قشنگی بیوفته
+(خنده)ع؟باشه ، فقط چون دوستت دارم اعتماد میکنم
_مطمئن باش هیچ وقت نمیزارم از این اعتماد پشیمون بشی
+هوم ، امیدوارم
_خوب پس هرچی بگم به حرفم گوش میدی؟
+آره ، ولی اگه مخالف بودم چی؟
_نظرت رو بهم میگی و بعدش به تفاهم میرسیم
+هوم ایده خوبیه ، باشه...
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟕
¤خدافظ...
ویو ا.ت
چند روزی بود که از رفتن آلفرد میگذره دیگه سر و کله ی کایلی هم پیدا نشد ، درسته من یه باند مافیایی دارم ولی باند من برای پلیس کار میکنه و آدم کش هارو دستگیر میکنه همچنین باند تهیونگ من اگه چشمم به اون کایلی بخوره حتماً انتقام خون سیدنی رو میگیرم ازش
+بادیگارد
$بله رئیس؟
+خبری از کایلی نشد؟
$خیر ، آب شدن رفتن زیر زمین
¤ا.ت...
+(تعجب)
¤ا.ت...میدونم که الان اصلاً دلت نمیخواد منو ببینی ولی...
+دلم نمیخواد ترو ببینم؟اتفاقاً داشتم برای دیدنت له له میزدم!ولی چی؟خیلی وقته منتظر این روز هستم تا خونت رو بریزم!
×ا.ت آروم باش همه چی تقصیر من بود لطفاً با کایلی کاری نداشته باش
+به به ، جناب آلفرد ، شما دخالت نکن به موقع خون تو هم میریزم!
×ا.ت
+اسم منو نیار!
_سلام...اینجا چه خبره؟
+خودت داری میبینی
¤تهیونگ لطفاً به ا.ت بفهمون که ما دیگه اون آدم های قبل نیستیم
×کایلی!
_خیلیه خوب آروم باشید ، مثل این که تو این جمع همه چی به من بستگی داره؟
×ما فقط اومدیم صلح کنيم
+من صلح کردن شما رو نمیخوام هنوز یادم نرفته چه بلایی سر سیدنی بیچاره آوردید
¤ا.ت من اشتباه کردم معذرت میخوام
+مگه با معذرت خواهی تو سیدنی زنده میشه؟
¤ا.ت...میدونم که دفعه قبل از اعتماد شما سواستفاده کردم ولی...ولی این دفعه واقعاً نمیزارم همچین اتفاقی بیوفته
+توقع نداشته باش بهت اعتماد کنم ، توقع نداشته باش ببخشمت و دوباره بهت اعتماد کنم چون این غیر ممکنه ، غیر ممکن!
¤حق داری باهام برخورد بدی داشته باشی ولی اینو بدون که من دیگه اون آدم کینه ای گذشته نیستم!(رفت)
×ا.ت ببخشش اون بدجور ضربه روحی خورده بابت این مسئله خودش رو خیلی سرزنش کرده افسردگی گرفته
+برام مهم نیست داره تاوان کارش رو پس میده
×تو اون ا.تی که من قبلاً میشناختم نیستی ا.ت من ببخشش داشت مهربون بود
+بود ، ولی الان دنیا بهش یاد دادن دلسوزی و بخشش پر تکرار ترین اشتباهش بوده!(رفت)
_من برم دنبالش
×تهیونگ...یه لحضه وایسا
_اگه کاری داری بعداً پیام بده من برم دنبال این دختر
×باشه...برو خدافظ
_خدافظ ( رفت دنبال ا.ت )
+چیه کاری داری که دنبالم راه افتادی؟
_ا.ت وایسا
+بگو میشنوم
_تو تا الان بهم اعتماد کردی
+خوب؟که چی؟
_شده از اعتماد من پشیمون بشی؟
+تا الان نه ، ولی شاید این اتفاق بیوفته
_مطمئن باش این اتفاق نمیوفته
+نمیتونم مطمئن باشم
_ا.ت میشه حالا که تا اینجاش رو به من سپردی بقیه اش هم به من بسپری؟
+اونوقت رو چه حسابی؟
_خوب...من این وسط بد کسی رو نمیخوام ، نمیخوام تو این بازی کسی صدمه ببینه میخوام تهش اتفاق های قشنگی بیوفته
+(خنده)ع؟باشه ، فقط چون دوستت دارم اعتماد میکنم
_مطمئن باش هیچ وقت نمیزارم از این اعتماد پشیمون بشی
+هوم ، امیدوارم
_خوب پس هرچی بگم به حرفم گوش میدی؟
+آره ، ولی اگه مخالف بودم چی؟
_نظرت رو بهم میگی و بعدش به تفاهم میرسیم
+هوم ایده خوبیه ، باشه...
- ۳.۴k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط