پسر : سلام عزیزم، چطوری؟
پسر : سلام عزیزم، چطوری؟
دختر : سلام گلم، خیلی بد (با صدای پر از بغض و ناراحت)
پسر : چرا؟ چی شده؟
دختر : باید جدا بشیم
پسر : چراااااا؟
دختر: یه خانواده ای من رو پسندیدن واسه پسرشون. خانواده منم راضین ( شروع کرد به گریه کردن)الانم باید ازت تشکرکنم بخاطر همچی و باید برم خونه چون مادر پسره اومده میخواد منو ببینه پسر:اشکات رو پاک کن تا بهتر تو چشم بیای..چون مادرم نمیخواد عروسش رو غمگین ببینه
دختر : سلام گلم، خیلی بد (با صدای پر از بغض و ناراحت)
پسر : چرا؟ چی شده؟
دختر : باید جدا بشیم
پسر : چراااااا؟
دختر: یه خانواده ای من رو پسندیدن واسه پسرشون. خانواده منم راضین ( شروع کرد به گریه کردن)الانم باید ازت تشکرکنم بخاطر همچی و باید برم خونه چون مادر پسره اومده میخواد منو ببینه پسر:اشکات رو پاک کن تا بهتر تو چشم بیای..چون مادرم نمیخواد عروسش رو غمگین ببینه
- ۶.۱k
- ۱۹ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط