{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر روز

هر روز
به دار می آویزند مرا
خاطراتی که از تو دستور می گیرند!
خاطراتی که مُدام
صندلی را از زیر پایم می کشند!

اما نمی دانند که من
نمی میرم!
نمی میرم!
فقط در هوای "تو"
معلّق می مانم ...
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

انسانی را می‌ربایند، روزها خانواده‌اش را میان امید و هراس مع...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط