{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

|| ایستگاه درد ||

|| ایستگاه درد ||

ما اگه مسافر قطار بودیم
پس چرا کسی بلیط ما را پاره نکرد؟

قطار در روحمان سوت کشید و رفت،
ریل ها در استخوانمان آتش گرفتند!
پل ها را دیوارمان کردند!

و سوزن‌بان با بستن ریل،
ما را در این "ایستگاهِ درد" محبوس کرد...

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۲)

ما چشم های تو را لاجرعه سر کشیده‌ایمدیگر چه احتیاج به شراب ه...

ما فقط یک ایستگاه نشین بودیمنه مسافر این قطار...این را وقتی ...

نه بدرقه‌گر و نه پیشواز کننده‌ایما محکوم شدیم به ایستگاه نشی...

وقت کم بود و دلتنگی بسیار و من...بوسیدمش!#ارس_آرامی

تکاپو پارت 104:چاقو🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍ایستگاه قطار متروکه...باد از می...

قلب یخی

Custom bride part : 1

نام:قرارداد نفرتPart:²⁴لبخند پسرها محو شد.یکی جلو آمد.«چی گف...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ³شب...ساعت از دو بامداد گذشته بود. س...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁵⁰طی چند روز بعد...وضعیت ت...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت پنجم: تماشایِ کابوس‌هایِ از یا...

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

|| ایستگاه درد ||ما اگه مسافر قطار بودیمپس چرا کسی بلیط ما ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط