{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

3 تفنگدار )

3 تفنگدار )
پارت ۱۲۶


جونگکوک: دارم کیو کول میزنم ... چرا بیدار نمیشه .. چرا .. اورم و بی صدا اشک جاری شد یک ماه گذشته بود ولی هنوز هم هاری چشم باز نکرده بود ..تنایی آروم و با بغض گفت
جونگکوک: ندارم هاری چاره ای جز اشک ریختن ندارم ... قلبم نقاش
نیست ولی قشنگ درد می‌کشه شب وقتی زیبا هستش که بدونی یک نفر، یک جایی از این دنیا با تصویرسازی آغوش تو به خواب رفته حتی
و زیباتر می‌شه وقتی که اون یک نفر همونی باشد که تو هم هرشب
در خیال خودت در آغوشش می‌گیری تور ... من به آغوش نگیرم مگه خوابم می‌بره .... و حالا کمی از صدا گریه اش بلند شد سرش را پایین انداخت سپس موهایش را چنگ زد شش شاید این میشد بقیه زندگیش جلو بیمارستان... همین .. ! یعنی امیدش دیگر زنده نبود ..
با دید تار حاصل از سرگیچی و احساسات خفکی پلک از روی هم برداشت .. بیمارستان بود یا بهشت .. آروم سرش را کج کرد بی‌حال بود انکار وقت زیادی روی تخت دراز کشیده بود ... دید تار اش کم کم واضح میشد و
وجود معشوقش را میدید نرم دستی که دستگاههای را تکان داد که بعث نگاه کردن جونگکوک شد ... او تند نگاهش کرد بلافاصله با ذوق حاصل از بغض از روی صندلی بلند شد
جونگکوک: بیدار شد .. خدا ممنون ازت بیدار شد توفان من بیدار شده .. تند سمت در رفت سپس با ذوق به پرستار گفت و باز هم با دویدن سمت تخت هجوم برد اصالا گوشه ای ایستاد نبود دستش را روی موهای هاری کشید سپس عقب رفت لبخند زد و با عشق گفت
جونگکوک: بخدا بیدار شده قسم میخورم بیدار شده ... اون سوک .. کجای بیا بیدار شده
هاری همچنان مایک اکسیژن رو دهانش لبخند بیجونی زد به این رفتار های شوهر خوشتیپ آش جونگکوک دستی تو موهایش کشید سپس روی صندلی نشست بلافاصله با عشق دستی تو موهای هاری برد و تندبا عشق سفت پیشانی هاری را بوسید احساسی گفت
جونگکوک: بخند . توفان من .. بخند ..
....
دیدگاه ها (۴)

3 تفنگدار )پارت ۱۲۶جونگکوک: دارم کیو کول میزنم ... چرا بیدار...

( 3 تفنگدار )پارت ۱۲۸نفس عمیقی کشید سپس نرم نگاهش را سمت تخت...

ادامه ... دستش را محکم در دست خودش فشرد سپس ماسک را پایین کش...

3 تفنگدار )پارت ۱۲۵و با ما امیدی نگاهش کرد بلافاصله روی تخت ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 115✦...................

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : ۱۱۴✦...................

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

[تکپارتی]......صدای نفس های ارام و منظم جونگکوک اتاق را پر ک...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

💜 وقتی عضو هشتم BTS بودی 💜(درخواستی)نورهای بنفش تمام سالن رو...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟔ویو راوی. جونگ کوک با حس شنیدن صدای شر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط