{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این تیره بختی از سر ما بر نمی گردد چرا؟

این تیره بختی از سر ما بر نمی گردد چرا؟
بر کام ما این چرخ بازیگر نمی گردد چرا؟
آب از سر بختم در این بحران انسانی گذشت
این روزگار لعنتی بهتر نمی گردد چرا؟
یک عمر دارم حسرت امروز و فردا می خورم
تاریکی شب های غم آخر نمی گردد چرا؟
تا کی چنین قربانی این باور بیهوده ام؟
پایان تلخ از سطرِ این دفتر نمی گردد چرا؟؟
پر پر زدن در آتش یک اختیار بی خودی
این ذره ذره مُردنم یکسر نمی گردد چرا؟
عشقم دلیل بودنم دارم عذاب میکشم
این گریه های هر شبم باور نمی گردد چرا؟
دیدگاه ها (۷)

از اینکه عاشق منی حس غرور می کنمز تنگنای بی کسی ساده عبور می...

چه شود به پاس عشقم، به کنار من بمانی؟!که جدا ز روی ماهت ، دل...

سـفـر کردی ز پیشم رفتی ای دلدار خوش سیماتو محزون و منِ سرگشت...

بیزارم از این روزهای پوچ و خالی !دلگیرم از دست تو و آن بیخیا...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _9 جونگکوک به سمتش رفت _ سوجین! او ...

چند پارتی تئو p1۳ پارتی تئو موهای پر کلاغیمو دم اسبی بستم رد...

استی: انگار عمرم طولانی‌تر شد ㅎㅎㅎ🦙: آه، خیلی بامزه‌ست، مخصوص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط