{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجیب است که کلماتِ من، زخم‌هایِ تو را مرهم می‌گذارند، در

عجیب است که کلماتِ من، زخم‌هایِ تو را مرهم می‌گذارند، در حالی که همان کلمات در گلویِ خودم، شبیه به خنجری زنگ‌زده راهِ نفس را بسته‌اند. من به تو “امید” می‌دهم، چون طعمِ تلخِ “ناامیدی” را زیرِ زبانم حس کرده‌ام. من تو را “درک” می‌کنم، چون در اوجِ نیاز، با دیوارها حرف زده‌ام. حقیقت این است که پشتِ هر جمله‌یِ آرام‌بخشی که به دیگران می‌گویم، روحی ایستاده است که سال‌هاست منتظر است کسی همین حرف را به او بزند. ما دیگران را خوب دلداری می‌دهیم، چون نقشه‌یِ تمامِ سیاه‌چاله‌هایِ تنهایی را از بریم؛ ما خودمان همان‌جا گم شده‌ایم.
دیدگاه ها (۱۶)

بزرگترین شوخیِ زمان با ما این است: چیزی که امروز برایش می‌جن...

نگفتنِ درد، شبیه به فریاد کشیدن زیرِ آب است؛ دهانت باز است، ...

وقتی پیله را می‌شکافی و پروانه می‌شوی، کرم‌هایِ ابریشم هنوز ...

بسیاری از آدم‌ها، پادشاهِ قلمرویی هستند که تو با دستانِ خودت...

عاشقان یک طرفه مظلوم ترین دلباختگان جهان‌اند :)❤️‍🩹بزرگترین ...

پارت ۱۲F:"بله بله، من واقعا ازتون معذرت میخوام. پسرم منظوری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط