{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک : ددی مافیایی من

فیک : ددی مافیایی من

پارت : 53



تهیونگ ویو :

سرمو گرفتم بالا تا گریه نکنم
و بعدش برگشتم داخله بار که و دیدم که هیونجین و فیلیکس دارن با جیا حرف میزنن رفتم سره میز و گفتم


تهیونگ : جیا


جیا : هـ ها؟


تهیونگ : تو میتونی با هیونجین و فیلیکس بری


جیا : ا، اما..


تهیونگ : اما بی اما میتونی باهاشون بری


جیا : نمیـ..


فیلیکس : جیا لطفا بیا


جیا : باشه


جیا : پسرا


جیا : تهیونگ ازتون ممنونم که ازم مراقبت کردید


جیا : خدا حافظ


پسرا : خداحافظ


جیا : تـ تهیونگ


تهیونگ : جیا لطفا برو ( بغض)


جیا : با، باشه


( جیا اینو گفت و از بار رفت بیرون و همون لحظه انگار کسی با چکش زده و قلبمو پودر کرده
دیگه نتونستم تحمل کنم رفتم بغله جیهوپ و زدم زیره گریه)


هوپی : هیسسس گریه نکن


هوپی : حالت خوبه؟


( از بغله هوپی در اومدم و اشکامو با دستام پس زدم و گفتم)


تهیونگ : اره حالم خوبه


تهیونگ : فقط شکستنه قلبمو برای دومین بار احساس کردم


تهیونگ : منتها این دفعه فقط نشکست


تهیونگ : پودر شد


جیمین : الاهی


کوک : بگردم


نامجون : بچه ها بیاید بریم عمارت تهیونگ


پسرا : باشه


نایون و بورام : پس ماچی؟


یونگی : به راننده ها میگیم شمارو برسونن عمارته خودمون


نایون و بورام : باشه
دیدگاه ها (۱۱)

فیک : ددی مافیایی من پارت : 54تهیونگ ویو : یونگی به رانند...

فیک : ددی مافیایی من پارت : ۵۵(۳۰ مین بعد )جیمین ویو :الا...

فیک : ددی مافیایی من پارت : 52 تهیونگ ویو : داشتیم با پسر...

فیک : ددی مافیایی من پارت : 51فیلیکس ویو : امشب با هیونجی...

پارت 3

P¹چشم زمردی منویو اتاز خواب بیدار شدم رفتم صورتمو شستم و صبح...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۷ویو ساعت ۲ ظهر ته:از خواب بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط