{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁴

ا.ت: مامان من امروز خیلی خسته شدم برم بخوابم
م: باشه برو
رفتم تو اتاقم خوابم نمیومد فقط نمیخواستم دیگه با پدر و مادر بحث کنم
هدفونمو روشن کردم و اهنگ گذاشتم شروع کردم به ورزش کردن اخه از بچگی عاشق ورزش کردن بودم و روزی نبوده که ورزش نکنم
تق تق تق
بعد در باز شد پدرم بود
پ: ا.ت
ا.ت: جانم بابا
پ: میخوام بیام یکم باهات حرف بزنم
ا.ت: خب باشه
پ: ورزش میکردی
ا.ت: اره
پ: تا جایی که میدونم ورزش صبح انجام میدن نه شب
ا.ت: من صبح وقت نمیکنم مجبورم شب ورزش کنم
پ: 😊
ا.ت: چیزی شده
پ: ا.ت تو واقعا علاقه به کار کردن داری
ا.ت: خب اره
پ: دخترم من میخوام با من راحت باشی
ا.ت: بابا من باهات راحتم هرچیم شد بهت میگم
پ: منظورم اینه که اگه واقعا نمیخوای کار کنی
ا.ت: بابا من میخوام کار کنم
پ: درباره این پسره میگم گفتی کی بود
ا.ت: اقای جئون میگی
پ: اره واقعا اگه خوشت نمیاد کار نکن
ا.ت: میخوام کار کنم بابا برام مهم نیست اون پسره چیکار میخواد کنه
پ: پس هرجور خودت میدونی خب من برم
ا.ت: باشه
پدرم رفت و من یکم ورزش کردم و رفتم خوابیدم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱)

fake kookpart*⁵صبحبلند شدم دیدم وقت دارم گفتم یکم به خودم بر...

fake kook part*⁶رفتم ظرفارو شستم👨🏻‍🍳: ا.تا.ت: بله👨🏻‍🍳: اقای ...

fake kookpart*³باز داشتم کف رو تمیز میکردم که اومد و نوشیدنی...

fake kookpart*²👨🏻‍🍳: ا.ت یه لحظه میایا.ت: بله👨🏻‍🍳: این پسره ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

عشق دو طرفه پارت ۱۴

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط