شیرینکمتومالمنی
#شیرینَکَم_تو_مال_منی
پارت ۱۱
از زبان ات
رفتم تا صبحانه بخورم
از اتاق خارج شدم و سمت میز صبحانه حرکت کردم
ویو سر میز صبحانه
☆بَه بَه دختر گلم امروز روز اول مدرسَشه
♡امیدوارم موفق باشی دخترم
+ممنونم مامان ممنونم بابا
=مطمئنم هر کاری می کی جز درس خوندن
+منظورت چیه؟
☆والریا این چه حرفیه(با صدای یه کوچولو بلند)
=منظوری نداشتم(و شروع میکنه به خوردن صبحانه)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان ات
بعد از خوردن صبحانه کفشم رو پوشیدم و بابا من رو رسوند به مدرسه ی جدیدم
خیلی مدرسه ی شیکی بود
وارد مدرسه شدم همه یه جوری نگام می کردن(بازم موضوع خوشگلیِ اته😂)
رفتم توی کلاس و روی یکی از میز ها نشستم
دیدم یه پسر که همکلاسیم بود اومد و بهم سلام کرد
(علامت پسره*)
*سلام به کلاس ما خوش اومدی
+سلام ممنونم
*من هان سو هستم از دیدنت خوشحالم
+منم ات هستم از دیدنت خوشحالم
*تو کره ای نیستی اهل کجایی؟
+من آمریکایی ام
*چرا اومدی کره ی جنوبی
+به خاطر شغل بابام
*خیلی خوش اومدی به اینجا ات
+ممنونم هان سو
*من دوستای زیادی ندارم میای دوست باشیم؟
+البته چرا که نه
*پس سلام دوست جدیدم😂
+سلام دوست جدیدم😂
معلم اومد سر کلاس و بچه ها همه بهش گفتن سلام آقای سونگ هو
پس اسمش سونگ هو بود یه آقای خیلی مهربون و سن بالا بود منو صدا کرد تا برم پای تخته و گفت
علامت آقای سونگ هو(✓)
✓بچه ها امروز یه دانش آموزِ خیلی شیرینِ جدید از آمریکا داریم
همه ی بچه ها دونه دونه سلام دادن و خودشون رو معرفی کردن
منم بهشون سلام دادم
خیلی بچه های خوبی بودن و با من خیلی مهربون بودن جز سه تاشون
یونا
هارا
سوری
خیلی دختر های نچسبی بودن و فکر می کردن از همه بهترن
خیلی زیاد آرایش کرده بودن و شبیه جن...ده ها بودن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو زنگ تفریح
از زبان ات
با هان سو رفتیم توی حیاط و روی یکی از نیمکت ها نشستیم
به هان سو گفتم
+اون سه تا دختر چرا انقدر نچسبن
*منظورت یونا و سوری و هارا عه؟
+آره
*اونا خیلی حسودن به همه حسودی می کنن حالا هم که یه دختر آمریکاییِ چشم آبی با موهای بلند و بلوند اومده تو کلاسمون دیگه خودت تصور کن چه حالی دارن
+(خندیدن) ممنون بابت تعریفت
یهو سه تاشون رو دیدم که رفتن پیش سه تا پسر
به هان سو گفتم
+اون سه تا پسر کیَن؟
*اونا دوست پسراشونن
+دوست پسراشون؟ آخه توی این سن؟
*تازه کجاشو دیدی
+منظورت چیه
*منظورم اینه که کلاً آدم های درستی نیستن
+آها فهمیدم😂
*آره دیگه😂
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو بعد از مدرسه......
شرط: ۴۰ لایک❤
پارت ۱۱
از زبان ات
رفتم تا صبحانه بخورم
از اتاق خارج شدم و سمت میز صبحانه حرکت کردم
ویو سر میز صبحانه
☆بَه بَه دختر گلم امروز روز اول مدرسَشه
♡امیدوارم موفق باشی دخترم
+ممنونم مامان ممنونم بابا
=مطمئنم هر کاری می کی جز درس خوندن
+منظورت چیه؟
☆والریا این چه حرفیه(با صدای یه کوچولو بلند)
=منظوری نداشتم(و شروع میکنه به خوردن صبحانه)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان ات
بعد از خوردن صبحانه کفشم رو پوشیدم و بابا من رو رسوند به مدرسه ی جدیدم
خیلی مدرسه ی شیکی بود
وارد مدرسه شدم همه یه جوری نگام می کردن(بازم موضوع خوشگلیِ اته😂)
رفتم توی کلاس و روی یکی از میز ها نشستم
دیدم یه پسر که همکلاسیم بود اومد و بهم سلام کرد
(علامت پسره*)
*سلام به کلاس ما خوش اومدی
+سلام ممنونم
*من هان سو هستم از دیدنت خوشحالم
+منم ات هستم از دیدنت خوشحالم
*تو کره ای نیستی اهل کجایی؟
+من آمریکایی ام
*چرا اومدی کره ی جنوبی
+به خاطر شغل بابام
*خیلی خوش اومدی به اینجا ات
+ممنونم هان سو
*من دوستای زیادی ندارم میای دوست باشیم؟
+البته چرا که نه
*پس سلام دوست جدیدم😂
+سلام دوست جدیدم😂
معلم اومد سر کلاس و بچه ها همه بهش گفتن سلام آقای سونگ هو
پس اسمش سونگ هو بود یه آقای خیلی مهربون و سن بالا بود منو صدا کرد تا برم پای تخته و گفت
علامت آقای سونگ هو(✓)
✓بچه ها امروز یه دانش آموزِ خیلی شیرینِ جدید از آمریکا داریم
همه ی بچه ها دونه دونه سلام دادن و خودشون رو معرفی کردن
منم بهشون سلام دادم
خیلی بچه های خوبی بودن و با من خیلی مهربون بودن جز سه تاشون
یونا
هارا
سوری
خیلی دختر های نچسبی بودن و فکر می کردن از همه بهترن
خیلی زیاد آرایش کرده بودن و شبیه جن...ده ها بودن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو زنگ تفریح
از زبان ات
با هان سو رفتیم توی حیاط و روی یکی از نیمکت ها نشستیم
به هان سو گفتم
+اون سه تا دختر چرا انقدر نچسبن
*منظورت یونا و سوری و هارا عه؟
+آره
*اونا خیلی حسودن به همه حسودی می کنن حالا هم که یه دختر آمریکاییِ چشم آبی با موهای بلند و بلوند اومده تو کلاسمون دیگه خودت تصور کن چه حالی دارن
+(خندیدن) ممنون بابت تعریفت
یهو سه تاشون رو دیدم که رفتن پیش سه تا پسر
به هان سو گفتم
+اون سه تا پسر کیَن؟
*اونا دوست پسراشونن
+دوست پسراشون؟ آخه توی این سن؟
*تازه کجاشو دیدی
+منظورت چیه
*منظورم اینه که کلاً آدم های درستی نیستن
+آها فهمیدم😂
*آره دیگه😂
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو بعد از مدرسه......
شرط: ۴۰ لایک❤
- ۶۲.۶k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط