پارت
پارت ۸۸
ددی_شوگره_اجباریه من
همه با تعجب و تقریبا ترس ب جیمین زل زده بودن...
جیمین خیلی ریلکس به غذا خوردنش ادامه میداد...
یهو سانامی پاشد رفت سمت اتاق
شیومین:: خ..خب
سانو:: 🤫
عاجوما:: شامتونو بخورین
سانامی:
چرا هیچی نگگفففف ای خدااااا نکنه الان بیاد بکشه منوووو چ بهتر اصن
ولی اگه زجر کشم کنه چیییی عب نداره مگه هروز زجرم نمیده مثل قبلا فوقش یه کتک مفصل میخورم
جیمین:: ممنون
عاجوما:: ن..نوش جان!
جیمین پاشد رفت رو کاناپه نشست
سانو:: عجیبه ن؟!
شیومین:: اووممم خیلییی
عاجوما:: بیرون رفتنمون کنثله
شیومین:: چرا؟!
عاجوما:: خب
سانو:: نخیر اگه بمونیم فک میکنی جلوی اربابو میگیریم ک کاریش نکنه؟! اصن حقشو نداریم...بنظرم تنهاشون بزاریم بهتره،ارباب یچیزیشم هست
شیومین:: اوممممم...آره
سانو:: مگه کردن داخلت هی اوم اوم
شیومین:: چ بی ادب😐
عاجوما:: بسه
سانو پاشد رفت تا حاضر شه
شیومینم رفت ماشینو روشن کنه
عاجومام مشغول جمع کردن میز بود تا باشون بره
پرش زمانی
نیم ساعت بعد
عاجوما:: خدافظ پسرم آخر شب میایم
جیمین:: بای
همه رفتن
جیمین مشغول تماشا کردن فوتبالش بود
سانامی هم تو اتاق بود
وقتی فوتبال تموم شد جیمین پاشد رفت تو یخچال یه نوشیدنی برداشت
برگشت نشست رو کاناپه و هی میخوردش
همه کاراش ریلکس بود
کسی نمیتونست تشخیص بده ک الان عصبیه،براش چیزی مهمه،ناراحته یا...
وقتی نوشیدنیو خورد هوفی گفت و پاشد رفت سمت اتاق
دستگیره رو داد پایین ک سانامی پاشد
درو بغز کرد و رفت داخل...
و بستش
چیزی نگفت و تو آینه خودشو نگاه میکرد
سانامی:: خب! حرفامو ک شنیدی،بزار برم(( خاکککک هی کوتاه میاد هی بگو))
جیمین برگشت سمتش...
جیمین:: از جنده ای مثل تو بعید نیست ک بخاد زیر کسی دیگه ناله کنه...
سانامی:: جنده نیستم و فقط ینفر منو باهام رابطه جنسی داشت اونم تو بودی ک تجاوز...
جیمین:: ببند دهنتو بگیر بخواب
سانامی:: نچ
جیمین:: ببین شب قبل بدجور زدمت بگیر بکپ
سانامی:: هنوز جواب سوالمو ندادی...برم ؟!
جیمین:: آها...دلت میخواد بازم جندگی کنی
سانامی:: د بسه انقد بمن توهین نکن...تویی ک هیزی ن من،میخام بشم مال کیم تهیونگ میخام اون بشه مالک من..مالک بدنم،مالک سرنوشتم،مالک بچهام و...
سانامی با کوبونده شدن دست جیمین تو دهنش ساکت شد...
سانامی:: حقق..حق ازت بدم میاد😭
جیمین:: حرومزاده کثیف فقط یکبار دیگه زر زر کنی دارت میزنم،ببین هرزه کوچولو تا جون داری تو این عمارت میمونی و انقدر زجر میکشی تا از پا دربیای!!
سانامی:: بس کننننن دیگه خستم کردی...چرا انقد سنگدلی هااا چرااا اگه یه خواهر داشته بودی خوشت نیومد کسی این بلاهارو سرش میاورد؟! چرا با یه بی کس بدبخت و گدا اینطوری برخورد میکنی هااا؟؟؟!!!((همه حرفاش از این ببعد با جیغ و گریه گفته میشه...))
جیمین:: حال تو واسم مهم نیست،از بدبختیات نگو ک دلم نمیسوزه بدبخت
سانامی:: منم ادمم🥺منم حق دارم آرامش داشته باشم و شاد زندگی کنم...منم جسمم درد میگیره،روانم صدمه میبینه🥺ضعیفم...ل..لطفا تابحال درد نکشیدی هااا د بگو نامرد!
جیمین:: تجربه کردم خیلی تجربه کردم ببند دیگه دهنتو
سانامی:: منم میخام خوشبخت باشم عوضی میخام شاد باشم میخام آرامش داشته باشم تا الان هیچکدومو نمیخاستم چون امیدی نداشتم ولی الا...
الان فهمیدم ک نباید تسلیم بشم...من ادامه میدم درهرشرایط!
جیمین:: حِح آرامش... خوشبختی...
سانامی:: توهم یه بدبختی ک آرامش و خوشبختی نداره،همچی ب پول نیست توهم گدای آرامشی گدای خوشبختی،فک میکنی از گذشتت نمیدونم؟!!
جیمین:: خب ک چی؟! همه اینا ب حرومزاده ای مثل تو مربوط نیست...هیچی درست نمیشه...
سانامی:: منو آزاد کن،اوضاعم درست میشه
جیمین:: هرزه تر شی اوضات درست میشه ک اینطور...میخای بیشتر خودم هرزه خودم کن.م.ت؟! خوشبختیو شاید دیدی ج.ن.ده😏
سانامی:: نهههههه نمیخاااام من هنوزم آرزوی داشتن یه مرد دارم ک بالا سرم باشه!
جیمین:: اففف...انقد منو نخندون کیه ک عاشق یه ج.ن.د.ه بشه اونم تو !
سانامی:: م..من...
جیمین:: تو چی هاا؟! بگو تو چی،چی میخای بگی ح.روم.زاده
سانامی:: م..من به یکی نیاز دارم...ک..که
جیمین:: د بنال ه.رزه😒
سانامی:: اهههههه دلم میخواد یکی باشه ک هرشب وقتی فیلم میبینیم منو بغل کنه و بوسم کنه ن اینکه همش بال.مس کردن خشن آزارم بده...دلم میخواد شبا زیر پتو یه چراغ قوه ببریم و باهم حرف بزنیم و بخندیم ن اونجا زجرم بده
دلم میخواد سرمو بزارم رو سینش و رو شونه هاش باشم ن زیرش باشم و زَجه بزنم،من آرزو دارم وقتی اشتباهی انجام میدم بیاد کمکم کنه تکرارش نکنم ن اینکه کتکم بزنه
میخام وقتی درد دارم بشه دوای دردام ن نمکی ک پاشیده میشه رو زخمام...من...حقق.حق م..من خ..خیلی چیزای دیگه ازش میخاممم💔
جیمین باحیرت زل زده بود بهش
یهو...
ددی_شوگره_اجباریه من
همه با تعجب و تقریبا ترس ب جیمین زل زده بودن...
جیمین خیلی ریلکس به غذا خوردنش ادامه میداد...
یهو سانامی پاشد رفت سمت اتاق
شیومین:: خ..خب
سانو:: 🤫
عاجوما:: شامتونو بخورین
سانامی:
چرا هیچی نگگفففف ای خدااااا نکنه الان بیاد بکشه منوووو چ بهتر اصن
ولی اگه زجر کشم کنه چیییی عب نداره مگه هروز زجرم نمیده مثل قبلا فوقش یه کتک مفصل میخورم
جیمین:: ممنون
عاجوما:: ن..نوش جان!
جیمین پاشد رفت رو کاناپه نشست
سانو:: عجیبه ن؟!
شیومین:: اووممم خیلییی
عاجوما:: بیرون رفتنمون کنثله
شیومین:: چرا؟!
عاجوما:: خب
سانو:: نخیر اگه بمونیم فک میکنی جلوی اربابو میگیریم ک کاریش نکنه؟! اصن حقشو نداریم...بنظرم تنهاشون بزاریم بهتره،ارباب یچیزیشم هست
شیومین:: اوممممم...آره
سانو:: مگه کردن داخلت هی اوم اوم
شیومین:: چ بی ادب😐
عاجوما:: بسه
سانو پاشد رفت تا حاضر شه
شیومینم رفت ماشینو روشن کنه
عاجومام مشغول جمع کردن میز بود تا باشون بره
پرش زمانی
نیم ساعت بعد
عاجوما:: خدافظ پسرم آخر شب میایم
جیمین:: بای
همه رفتن
جیمین مشغول تماشا کردن فوتبالش بود
سانامی هم تو اتاق بود
وقتی فوتبال تموم شد جیمین پاشد رفت تو یخچال یه نوشیدنی برداشت
برگشت نشست رو کاناپه و هی میخوردش
همه کاراش ریلکس بود
کسی نمیتونست تشخیص بده ک الان عصبیه،براش چیزی مهمه،ناراحته یا...
وقتی نوشیدنیو خورد هوفی گفت و پاشد رفت سمت اتاق
دستگیره رو داد پایین ک سانامی پاشد
درو بغز کرد و رفت داخل...
و بستش
چیزی نگفت و تو آینه خودشو نگاه میکرد
سانامی:: خب! حرفامو ک شنیدی،بزار برم(( خاکککک هی کوتاه میاد هی بگو))
جیمین برگشت سمتش...
جیمین:: از جنده ای مثل تو بعید نیست ک بخاد زیر کسی دیگه ناله کنه...
سانامی:: جنده نیستم و فقط ینفر منو باهام رابطه جنسی داشت اونم تو بودی ک تجاوز...
جیمین:: ببند دهنتو بگیر بخواب
سانامی:: نچ
جیمین:: ببین شب قبل بدجور زدمت بگیر بکپ
سانامی:: هنوز جواب سوالمو ندادی...برم ؟!
جیمین:: آها...دلت میخواد بازم جندگی کنی
سانامی:: د بسه انقد بمن توهین نکن...تویی ک هیزی ن من،میخام بشم مال کیم تهیونگ میخام اون بشه مالک من..مالک بدنم،مالک سرنوشتم،مالک بچهام و...
سانامی با کوبونده شدن دست جیمین تو دهنش ساکت شد...
سانامی:: حقق..حق ازت بدم میاد😭
جیمین:: حرومزاده کثیف فقط یکبار دیگه زر زر کنی دارت میزنم،ببین هرزه کوچولو تا جون داری تو این عمارت میمونی و انقدر زجر میکشی تا از پا دربیای!!
سانامی:: بس کننننن دیگه خستم کردی...چرا انقد سنگدلی هااا چرااا اگه یه خواهر داشته بودی خوشت نیومد کسی این بلاهارو سرش میاورد؟! چرا با یه بی کس بدبخت و گدا اینطوری برخورد میکنی هااا؟؟؟!!!((همه حرفاش از این ببعد با جیغ و گریه گفته میشه...))
جیمین:: حال تو واسم مهم نیست،از بدبختیات نگو ک دلم نمیسوزه بدبخت
سانامی:: منم ادمم🥺منم حق دارم آرامش داشته باشم و شاد زندگی کنم...منم جسمم درد میگیره،روانم صدمه میبینه🥺ضعیفم...ل..لطفا تابحال درد نکشیدی هااا د بگو نامرد!
جیمین:: تجربه کردم خیلی تجربه کردم ببند دیگه دهنتو
سانامی:: منم میخام خوشبخت باشم عوضی میخام شاد باشم میخام آرامش داشته باشم تا الان هیچکدومو نمیخاستم چون امیدی نداشتم ولی الا...
الان فهمیدم ک نباید تسلیم بشم...من ادامه میدم درهرشرایط!
جیمین:: حِح آرامش... خوشبختی...
سانامی:: توهم یه بدبختی ک آرامش و خوشبختی نداره،همچی ب پول نیست توهم گدای آرامشی گدای خوشبختی،فک میکنی از گذشتت نمیدونم؟!!
جیمین:: خب ک چی؟! همه اینا ب حرومزاده ای مثل تو مربوط نیست...هیچی درست نمیشه...
سانامی:: منو آزاد کن،اوضاعم درست میشه
جیمین:: هرزه تر شی اوضات درست میشه ک اینطور...میخای بیشتر خودم هرزه خودم کن.م.ت؟! خوشبختیو شاید دیدی ج.ن.ده😏
سانامی:: نهههههه نمیخاااام من هنوزم آرزوی داشتن یه مرد دارم ک بالا سرم باشه!
جیمین:: اففف...انقد منو نخندون کیه ک عاشق یه ج.ن.د.ه بشه اونم تو !
سانامی:: م..من...
جیمین:: تو چی هاا؟! بگو تو چی،چی میخای بگی ح.روم.زاده
سانامی:: م..من به یکی نیاز دارم...ک..که
جیمین:: د بنال ه.رزه😒
سانامی:: اهههههه دلم میخواد یکی باشه ک هرشب وقتی فیلم میبینیم منو بغل کنه و بوسم کنه ن اینکه همش بال.مس کردن خشن آزارم بده...دلم میخواد شبا زیر پتو یه چراغ قوه ببریم و باهم حرف بزنیم و بخندیم ن اونجا زجرم بده
دلم میخواد سرمو بزارم رو سینش و رو شونه هاش باشم ن زیرش باشم و زَجه بزنم،من آرزو دارم وقتی اشتباهی انجام میدم بیاد کمکم کنه تکرارش نکنم ن اینکه کتکم بزنه
میخام وقتی درد دارم بشه دوای دردام ن نمکی ک پاشیده میشه رو زخمام...من...حقق.حق م..من خ..خیلی چیزای دیگه ازش میخاممم💔
جیمین باحیرت زل زده بود بهش
یهو...
- ۷۵.۵k
- ۱۸ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط