{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بترس از دشمنی که از جنس خودت باشد.

بترس از دشمنی که از جنس خودت باشد.
هنگامی که تبر به جنگل آمد. همه ی درختان یک صدا فریاد زدند: ای وای!!!! دسته اش از جنس خود ماست.
دیدگاه ها (۱)

واقعا

ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮎ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍﻣﯿﺸﮑﻨﯽ ...ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﮐﺎﺥ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻭﯾﺮ...

ﻣﺜﻞِ ﺭﻭﯼ ﭘﻠﻪﺍﯼ ﻧﺸﺴﺘﻦﻣﺜﻞِ ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﯿﺐِ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻥﻣﺜﻞ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت»« تقابلِ بمبِ بیگانه و...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت»« تقابلِ بمبِ بیگانه و...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

جنگل نفرین شده پارت ۱

𓋜𝐼𝑑𝑒𝑎وقتی نخستین گریه‌ی نوزاد در شبِ طوفانیِ تولدش در تالارِ...

پارت ۶: [ پارت اول ]نقشه‌ی مشکوکزنگ تفریح به صدا درآمد. آنیا...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط