عشقممنوعه

#عشق_ممنوعه
#پارت_۳۷

روز تولدم رفتم خیلی خوشگل شدم چون یه ارایش خیلی غلیظ با رژ قرمز زدم و موهامم کامل با اتو مو صاف کردم
لباس قرمز خوشگلی هم که تا زانوم بود پوشیدم با یه کفش پاشنه بلند بارک مشکی
چشمام با خط چشم گربه ای کرده بودموو شال مشکی هم انداخته بودم رو سرم و موهامم باز کرده بودم و انداخته بودن مشتم

قرار بود چندتا از فامیل های شوهر خالمم بیان جمعا میشدیدم ۱۵ نفر

کیک هم سفارش داده بودیم و گفته بودم رنگش قرمز باشه تا با لباسم ست باشه
چند تا بادکنک مشکی و قرمز هم گرفته بودم و به حالت قلب به دیوار چسبونده بودم و حالا الان میگید مگه بچه ای ولی من عاشق اینجور چیزام ۱۰۰ سالمم بشه باز همین روال رو پیش میبرم

تو اتاق داشتم گیر سر های مشکی و قرمزم رو میزدم که شایان درو باز کرد و اومد داخل
با دیدن من ماتش برد و سرتاپام رو برانداز کرد

_هلن فکم افتاد خیلی خوشگل شدی دختر
فقط یه مشکلی هست

_چی؟

_رژت خیلی پر رنگه قراره پسر عموم ایناهم بیان اصلا نمیزارم اینجوری بری جلوشون

یه دستمال از روی میزش برداشت و بهم داد اما من نگرفتمش

_بگیرش هلن

_من از آرایش راضیم و قصد ندارم پاکش کنم

_عه پس میگی خودت پاکش کن شایان درسته؟

تا خواستم دهنمو باز کنم با دستمال توی دستش رژلبم رو کمرنگ تر کرد و عصبی خواستم از کنارش رد بشم که اومد جلوم و...
دیدگاه ها (۲۱)

#عشق_ممنوعه #پارت_۳۸عصبی خواستم از کنارش رد بشم که اومد جلوم...

#عشق_ممنوعه #پارت_۳۹ بعد پاشد و رفت بیرون بعد از یکمی دیگه ق...

#عشق_ممنوعه #پارت_۳۶ مکث کرد و فکر کردم تموم شد که خواستم نف...

#عشق_ممنوعه #پارت_۳۵بعد این حرفش شروع کرد شلوارم خودشو درآور...

اسپویل استی ها از MBC Gayo Daejejeon 2025 امروز‼️تأیید نشده‼...

#بد_بوی#پارت_۳۹ #لنا خسته رو تختم لش میشم تازه از حموم اومدم...

رمان فیک پارت 13نشنیدم پس 3قدم رفتم جلو که یهو یه بشکن زدو گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط