{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏آن روز که با سنگ کوچکی بر سنگ مزارم میزنی به یاد خاطراتم

‏آن روز که با سنگ کوچکی بر سنگ مزارم میزنی به یاد خاطراتم بخند چرا که اگر گریان باشی آخر چگونه با دستان زیر خاکم اشکت را پاک کنم...!!!
دیدگاه ها (۴)

نيما يوشيج درجشن یک سالگی فرزندش نوشت: پسرم! یک بهار، تابستا...

.....

بد رسمی است. رسم زمانه ای که کسی سکوت سرشار از فریادت را نمی...

لایحه پيشنهادي تنوع ازدواج با قيد فوريت به منظور افزايش جمع...

اگر رسیدی و من زیر خاک‌ها بودماسیر تنگی تلخ مُغاک‌ها بودماگر...

My best friend

Part ⁴⁶The name of the story: Madness hall(تالار جنون)صبح بی...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

Are they just stray kids...?

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 13چویا برای لحظه ای دستانش را مش...

(ادامه پارت قبل)چان: برای چی برگشتی؟ا.ت: چان من.. من نمیتونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط